ایران شمالی (سرزمین قفقازی ایران )
|
||
گریبایدوف ؛ شورش در روسیه و مرگ در تهران
· لارنس کلی
· ترجمه: غلامحسین میرزا صالح
گریبایدوف در دوم ژوئن 1826 [1205 خورشیدی] به طور رسمی از بازداشت رهایی یافت. [ وی به اتهام شرکت در شورش معروف «دکابریستها» علیه تزار روسیه بازداشت شده بود.] یک هفته بعد به سمت مشاور حقوقی رتبة هفت (همردیف سرهنگ دوم) ارتقاء یافت و از افزایش حقوق مربوط به شغل جدید خود برخوردار گردید. به عنوان نشانة عنایت بیشتر، همراه با شماری از زندانیان بیگناه، اما صاحب نفوذ دیگر که آزاد شده بودند، به حضور تزار بار یافت. گریبایدوف به واروارا میکلاشویچ گفته بود: « تزار فوقالعاده به ما محبت کرد. او باهوش، عاقل و مهربان بود و با چنان زیرکی و مهارتی حرف میزد که به باور من فقط میشود او را با یرمولف مقایسه نمود».
گریبایدوف که همچنان گیج خروج از آن تنگنا بود، تنها میتوانست سپاسگزار امپراتور خودکامهای باشد، که با هیبت غولآسا و چشمان مفرغی رنگ هراسانگیزش بسیاری از دکابریستها را به خاک ذلت و ندامت انداخت. تزار میل وافر داشت که توطئهگران اصلی را شخصاً مورد بازجویی قرار دهد. او که مصمم بود تا با فراتر رفتن از احکام شدید و انتقامجویانه کمیسیون تحقیق، سرنوشت متهمان را عبرت براندازان و توطئهگران دیگر سازد، نصیحت کسانی را که خواستار برخورد ملایمتر بودند، نادیده انگاشت.
ریشههای توطئة ناکام، تقریباً به همة خانوادههای سرشناس رسیده بود. چنانچه امپراتور که در آغاز دوران فرمانروایی خود بود، با بلندنظری دل آنان را به دست میآورد، کاری سنجیده و سخاوتمندانه تلقی میشد، اما او چنان جنمی نداشت.
چنین اعدامهایی در روسیه بیسابقه بود، هر چند مجازات شلاق خوردن مجرمان لشکری به دست نفرات نظامی دست کمی از اعدام نداشت. گناه پنج تن از توطئهگران به اندازهای بزرگ تشخیص داده شده که به دار زدن، شقهکردن و غرق شدن محکوم گردیدند. در روزگار تنویر افکار جدید، تنها تزار بود که اعدام با طناب دار را باب کرد. در دوازدهم ژانویه ریلیف، نیکیتا موراویوف، کاخوفسکی، پستل و بستوژف ـ رایومین در حیاط قلعة سن پطر و سن پل به یک دار مشترک آویخته شدند. ساعت دو بامداد روز بعد بیش از یکصد نفر از افسران سابق از سلولهایشان به همان حیاط انتقال یافتند و نفراتی از تمام واحدهای نظامی سنت پطرزبورگ که متهمان در آن عضویت داشتند گرد آمدند. نفر به نفر آنان را مجبور کردند در برابر واحد خود زانو بزنند، تا پاگونها و نشانهایشان کنده شود و شمشیرهایشان را در بالای سرشان بشکنند. سپس همه را به سلولهایشان بازگرداندند تا جهت سفری طولانی درغل و زنجیر، برای کار اجباری در سیبریه و یا به صورت سرباز صفر، جهت خدمت به «سیبریة گرم» یعنی قفقاز به انتظار بنشینند.
تقریباً تمام اطرافیان گریبایدف جزو دستگیر شدگان بودند. اوبولسنکی و تروبیتسکوی محکوم به اعمال شاقه تا پایان عمر شدند. کیوچلبکر و ادویوفسکی محکوم به دوازده سال و بستوژف به پنج سال حبس محکوم گردیدند. همگی از موقعیت اشرافی محروم و خلع درجه شدند. پوشکین [شاعر معروف] که همچنان به حالت تبعید در ملک روستایی خود به سر میبرد، یکی از معدود کسانی بود که از آن تسویه حساب خوفناک گریخت. طرح رعبآوری که به صورت سرسری از پنج مرد به دار آویخته در یکی از دفترهای یادداشتش کشید گویای اوضاع وحشتناک حاکم بود. حدود دویست نفر از سربازانی که چشم و گوش بسته به دنبال افسرانشان به سوی میدان سنا رفته بودند اعدام شدند و بقیه محکوم به شلاق تا حد مرگ گردیدند و یا به خط مقدم جبهه [جنگ با ایران] در قفقاز رفتند، جایی که جان سالم به در بردن از گلولههای ایل مردان بعید به نظر میرسید.
گریبایدف بسیار خوششانس بود که نجات یافت. حتی اگر حقیقت داشت که هرگز به هیچ یک از دو انجمن نپیوسته بود، باز نمیشد پذیرفت که از مقاصد آن بیخبر بوده است. داشتن اطلاعات قبلی از توطئه و فاش نکردن آن یک جرم محسوب میشد. گریبایدف به علت حفظ خونسردی خود به هنگام بازجویی و حمایت دوستان بانفوذش جان سالم به در برد. هر چند که عواقب روحی و روانی آن وخیم بود. پیش از بازگشت به قفقاز مرخصی گرفت و برای اعادة سلامت خویش، دو ماه همراه بولگارین به ییلاق خارج از شهر رفت.
بولگارین و گریچ از سال 1825 مشترکاً سردبیری مجلة ادبی زنبور شمال(1) را به عهده داشتند. نشریهای که حتی قبل از فاجعة دکابریستها دیدگاهی محافظهکارانه داشت و در طی سی سال بعد یکی از مهمترین مجلات طرفدار سیاست دولت محسوب میشد. بولگارین خود مناسبات نزدیکی با کنت بنکندورف رئیس جدید سازمان امنیت داشت و عنداللزوم خبرچین سیاسی بود. او که به علت خباثت ناشی از رقابت میان روزنامهنگاران مورد سوءظن قرار گرفته بود، به زحمت در آن زمستان از دستگیر شدن نجات یافت. بولگارین با فرستادن کتابهایی برای گریبایدف زندانی، شهامت زیادی از خود نشان داد. او ازستایشگران گریبایدف محسوب میشد که نخستین بار دو سال پیش او را در سنت پطرزبورگ دیده بود: « من بیشتر از هر کسی به گریبایدف علاقه داشتم... میتوانم بگویم از بچههایم بیشتر دوستش داشتم. احساسی که مقدستر و ارزشمندتر از هر چیزی در این دنیا شمرده میشد. روحش بهشت بود و ذهنش خورشید». چنین اظهاراتی انسان را به یاد علاقة مفرطی میانداخت که گریبایدف در کیوچلبکر برانگیخته بود و همین طور در سایر دوستانش مانند بگیچف و بستوژف.
گریبایدف به هنگام اقامت در نزد بولگارین دل و دماغی نداشت: « او فقط با دوستانی دیدار میکرد که آنها را خوب میشناخت. بیشتر وقت خود را صرف مطالعه، گفتگو، قدم زدن و نواختن پیانو میکرد... بداههنوازیهایش برگرفته از احساس افسردگی عمیق بود». دو شعر که احتمالاً مربوط به همین ایام است، پس از مرگ در دفتر یادداشتش پیدا شد. شعر اول به نام آزادی، غزلی است در تجسم جنگل و چمنزار مخملی که بار دیگر به دامان آن بازگشته بود، هر چند آزادی بیمسمی بود و او تنها.
مهر غم بر لبانمان
غل و زنجیر بر دستانمان
شعر دوم که به «او» پیشکش شده و به احتمال زیاد مقصودش السکاندر اودویوفسکی بود، مرثیهای است در رثای دوستی آن.
هوشمندیت الهامبخش شعر و اندیشهام
دوست میدارمت با تمام وجود
پروردگارا! ای که مرا آفریدی
چرا چنین بیرحمانه طلیعة سدة ما را ابتر کردی.
جهان آن گونه که گریبایدف قبل از 1826 میشناخت، به شکل غیرقابل اصلاحی در هم شکسته بود و او به ناگزیر قدم به دنیای جدیدی مینهاد که ساخته و پرداختة نیکلای اول بود. زمانی که معاشرتش با بولگارین که تا حدی پولکی بود و قابل خرید، رو در روی ایدهآلیسم درخشان دوستان شهیدش قرار گرفت، نشان از وقایعی داشت که در راه آمال واپسگرایانة رژیم جدید میبایست به آن تن دهد، یعنی ارتودوکس مسلکی، خودکامگی و ناسیونالیسم. در زمان الکساندر اول به شکل رسمی چنین ایدئولوژی وجود نداشت. با سرکوب دکابریستها و شخصیت کاملاً متفاوت نیکلای اول که بیشتر یک خودکامة نظامی بود تا هملت غیرنظامی، به راستی میتوان گفت که قواعد بازی تغییر کرده بود. تزار با تأکید بر نفرتش از هر چیزی که موجب تزلزل وضع موجود شود، به رسالت خود، در مقامی حاکمی مطلق، به عنوان تعهدی مقدس مینگریست. بوروکراسی انعطافناپذیری جایگزین طبقة حاکم اشراف شد. آزادی بیان و سخن گفتن از عقاید سیاسی مبدل به تابو گردید. لیبرالیسم رومانتیک و حتی رادیکالهای غوغاسالار بیهدف محافل، مانند رپتیلف در نظام جدید جایی نداشتند. وقتی در سال 1836 چاآدایف همدانشگاهی گریبایدف که در زمان وقوع فاجعة دکابریستها در خارج بود، یکه و تنها، به عنوان اعتراض، اقدام به انتشار نخستین نامههای فلسفی خود کرد، که در حقیقت اعلان جرم کوبندهای بود در دفاع از تاریخ و فرهنگ روسیه، حکومت رسماً او را دیوانه قلمداد کرد. سرنوشت چاتسکی در مصیبت عقل آنجا که انتقادهای تلخ او از شرایط حاکم علامت دیوانگی تلقی میشود، یک پیشگویی پیامبر گونه بود.
گریبایدف دیگر نمیتوانست به جنبة چاتسکی شخصیت خود و موهبت محکوم کردن دوروییها و تزویرهای جامعه متوسل شود. اینک دوران حفظ جان و روزمرهگی فرارسیده بود. به عنوان مشاوری که ارتقای مقام یافته بود، میبایست ایفاگر نقش مولچالین، کارمند ساعی دستگاه اداری باشد که در آن خدمت میکرد. گریبایدف به علت مشکلات مالی مزمن، نیازمند حقوق ناچیز دولتی بود. او از «تکبر توانگران» سهمی نداشت که از منابع مستقل مالی بهرهمند باشد. بنابر این میدانست که راهی جز سازش ندارد. در واقع همانگونه که به بولگارین گفت ورشکسته بود: «یک کوپک ندارم». نشانة عبودیت تازهاش این که به بگیچف توصیه کرد پلوتارک بخواند، چرا که دست کم تاریخ را جای امنی میدانست. رفتار قهرمانان جمهوریخواه، در شرایط جدید باورنکردنی بود، تا جایی که اعتراف کرد «دیگر نمیخواهم زیرک و هوشمند باشم».
دوستان سابق که اینک در تبعید یا زندان به سر میبردند، همیشه اذعان داشتند که چاتسکی با توسل به فصاحت پرشورش آرزوها و آرمانهای نسل خویش را بیان کرده است. هیچ یک از دکابریستها به خاطر آن که گریبایدف، نه تنها از محکومیت به زندان گریخت، بلکه ترفیع مقام گرفت، او را خائن به آرمانشان ندانستند. گریبایدف فقط میتوانست از ضمیر باطنش بپرسد که آیا با نادیده گرفتن شهادت آن همه از دوستانش، نقش شرمآوری ایفا نکرده است. او در بقیة عمرش منتهای سعی خویش را برای تسکین آلام دوستانش به کار برد. برای کمک به کیوچلبکر وام گرفت، ملتمسانه از پاسکوویچ تمنا کرد تا اودویوفسکی و بستوژف را به عنوان افسر سابق، از سیبریه به قفقاز انتقال دهد، هر چند فکر این که او زنده است و دیگران مرده، لحظهای رهایش نکرد و شاید او را به سوی شکل دیگری از مکافات عمل سوق داد.
گریبایدف در همین ایام ناگزیر بود برای انجام وظایفش به گرجستان بازگردد. در اواسط ماه اوت پس از توقفی کوتاه نزد بگیچف و دیدار خداحافظی با مادرش راه دراز و خاکآلود قفقاز را در پیش گرفت. در ولادی قفقاز با دوست قدیم خود ژنرال داویدوف(2) ملاقات کرد که اینک بار دیگر به فرماندهی زمان جنگ هنگ سوارهنظام در ستاد یرمولف منصوب شده بود. آن دو پیشاپیش درشکة سبک دوچرخهای که آهسته راه میسپرد، سوار بر اسب به تفلیس راندند. ضمن صحبت با یکدیگر گریبایدف فرصت یافت تا موضوع خیرخواهی یرمولف و هشدارش به او را نقل کند.
زمانی که آنان وارد گرجستان شدند، مملکت را در حال جنگ دیدند. در ژوئیة 1826 [1205 خورشیدی] عباس میرزا که از مخالفت یرمولف در کسب توافق بر سر مناطق مرزی مورد اختلاف (بالیکلو و دریاچة گوگجه) خشمگین شده بود، با جلب نظر روحانیون شیعه مقدمات حمله به قرهباغ را فراهم آورد. جنگ برای مدت کوتاهی برنامهریزی شده بود. عباس میرزا از این که روسیان از تأیید او به عنوان جانشین رسمی شاه سرباز زده بودند، ناخرسند به نظر میرسید. روسها نسبت به ادعای یکی از برادرانش عنایت داشتند که ظاهراً در برآوردن درخواستهای آنها روی خوش نشان میداد. اخبار مربوط به قیام دکابریستها موجب تقویت این فکر شده بود که روسیه در آستانة جنگ داخلی قرار دارد و بنابر این قادر به دفاع از خود نیست. حتی زمانی که این قضیه از سوی پرنس منشیکوف فرستادة ویژة نیکلای اول، که برای اعلان رسمی بر تخت نشستن تزار به ایران آمده بود تکذیب شد، شرایط موجود میان دو دولت بهبود نیافت. به رغم آن که منشیکوف فرستادة رسمی امپراتوری روسیه محسوب میشد، اما مجاز به نادیده گرفتن سیاستهای یرمولف نبود. یرمولوف مشتاقانه در اندیشة جنگ با ایران به سر میبرد. او نه تنها گفتگو در مورد مناطق مورد اختلاف را نمیپذیرفت، بلکه حتی نیروهای روسی را به دو ناحیه از قلمرو ایران گوگجه و بالیکلو، گسیل داشت که به اعتقاد شاه و بریتانیا، طبق عهدنامة گلستان متعلق به ایران بود. این تجاوز علیالظاهر برای جلوگیری از تهاجم قبایل مسلمان صورت گرفت. بنابر این از حملة عباسمیرزا شگفتزده شد و همین طور از یورش بعدی نیروهای مستقر در ایروان به مرزهای ولایات جنوب غربی گرجستان. ارتش روسیه که در مناطق وسیعی از آن مملکت پراکنده بود، نمیتوانست مانع پیشروی ایران بشود. قرهباغ از پای درآمد و تنها مقاومت دلیرانة شوشا( شوشی)، در طی شش هفته، باعث نجات گرجستان از تاخت و تاز ایرانیان گردید.
یرمولف جنگجو، در آن شرایط حساس و در کمال تعجب واکنشی نشان نداد. با این که یرمولف با نادیده گرفتن دستورات تزار که او را ملزم میکرد از پانزده هزار نیروی آماده در گرجستان برای اشغال ایروان استفاده کند، در حالی که او معتقد بود تا پیش از تأمین امنیت قرهباغ و گرجستان، انجام چنین کاری ناممکن است، با درخواستش در مورد اعزام نیرو تاحدی موافقت شد. در واقع تزار و نسلرود وزیر امور خارجه ـ کاپودیستریاس در 1820 بازنشسته شده بود ـ هیچ یک خواهان تداوم جنگ با ایران نبودند. زمانی که عباسمیرزا به قرهباغ حمله کرد، منشیکوف هنوز در ایران بود. یرمولف با پیشنهاد مصالحه بر سر ناحیهای در حوالی طالش، در عوض حمله به گوگچه و بالیکلو، به شدت مخالفت ورزید. پرنس منشیکوف تنها به لطف مساعی انگلیسیها توانست به کشورش بازگردد. یرمولف که با رفتار لجوجانة خود از هیچ اقدامی برای افروختن آتش جنگ خودداری نورزیده بود، اینک به نظر میرسید قدرت رهبری آن را ندارد. او بعدها ادعا کرد که پس از عدم حمایت تزار تمام توانش فلج شده بود. پیش گرفتن این سیاست از سوی تزار تأکید دیگری بود بر عدم اعتمادش نسبت به یرمولف. امپراتور که جرئت برکناری او نداشت، با انتصاب آجودان وفادارش ژنرال پاسکوویچ به مقام فرماندة نیروی زمینی، تحت ریاست عالیة خود، در واقع اختیارات یرمولف، به عنوان فرماندة ستاد را نادیده گرفت. پاسکوویچ پس از ورود به تفلیس در اواخر ماه اوت، با تحمیل شکست سختی بر قسمت اصلی ارتش ایران، در سواحل اکیستافا نزدیک الیزاوتپول [گنجه] در چهاردهم سپتامبر، به دورة شکستهای پیدرپی روسیه پایان بخشید و خیلی زود ایمان امپراتور نسبت به خود را مسجل ساخت.
پاسکوویچ به رغم کارشکنیهای فراوان یرمولف و ژنرال ماداتف(4) در جنگ پیروز شد. آنان حتی از اعزام نفرات و تدارکات خودداری کردند. گریبایدف در راه بازگشت به تفلیس متوجه شد که آن دو ژنرال به خون یکدیگر تشنهاند. او از سر شکایت به بگیچف نوشت: «زندگی من در اینجا رقتبار است. من هم مانند الکسیس پطروویچ [یرمولف] به منطقة جنگی نرفتم و حالا خودمان با جنگ دیگری [میان ژنرالها] روبه رو هستیم. اگر این دو ژنرال پا به سن گذاشته با هم وارد جنگ شوند، نفرات زیردست آنها به جان یکدیگر میافتند. روابط دوستانة گذشتة من با ا.پ. [یرمولف] رو به سردی نهاده است».
گریبایدف در شرایط ناراحتکنندهای به سر میبرد. پیش از ترک مسکو، مادرش به زور از او قول گرفته بود که در خدمت زیردست پاسکوویچ از هیچ کوششی خودداری نورزد. او ملاقات با یکی از مقامات مهم فامیل را در تثبیت مجدد موقعیت شغلی گریبایدف مؤثر میدانست. درعین حال گریبایدف کاملاً مدیون یرمولف بود و کسانی مانند داویدوف و موراویوف ـ قارصی ابایی نداشتند که او را متهم به ناسپاسی کنند. موراویوف در خاطراتش به ما میگوید که تا چه اندازه گریبایدف زیر دین یرمولف بوده است: او چشم خود را بر روی دومین دوئل او بست و آن را نادیده گرفت، به خاطر بازگردانیدن سربازان فراری (هر چند ناموفق) برایش تقاضای مدال کرد. در تشکیلات دیپلماتیک خود به او ترفیع درجه داد و از همه مهمتر آن که به او فرصت داده بود تا پیش از دستگیر شدنش در 1825 اوراق و اسناد افشاگرانة خود را نابود سازد و نامهای به منظور حمایت از گریبایدف به دیبیچ(5) نوشت.
گریبایدف تا چند ماه قبل از بازداشتش همچنان مرید یرمولف بود، اما سرودن شعری به نام راهزنان چچن نشان داد که در آستانة تردید نسبت به مأموریت «متمدن کردن» قفقاز است که یرمولف موعظه میکرد. گفتگوهای گریبایدف با شخصیت منورالفکری چون پرنس و یازمسکی(6) احتمالاً در تغییر دیدگاه او مؤثر افتاد. اعدام و شلاق رواج داشت، بدنهای زیادی در باد تاب میخورد. در عمل نیز معلوم شد سیاستهای یرمولف در جهت ایجاد وحشت نیر کارساز نیست. رفتار خشونتآمیزش نسبت به مسلمانان در ولایات سابق ایران، از جمله عوامل شعلهور شدن قیام مذهبی بر ضد روسها بود. با شروع جنگ به اثبات رسید که حملات تنبیهی بر ضد عشایر چچن و داغستان نتیجة معکوس داشته است. او به حدی نفرات خویش را درگیر مأموریتهای سرکوبگرانه کرد که قادر به جنگ در نقاط دیگر نبود.
روند درگیری به آهستگی شروع شد. نخستین واکنشهای گریبایدف نسبت به پاسکوویچ در خفا موهن و حتی دشمنانه بود. داویدوف ضمن گزارش به یرمولف، به شیمانوفسکی(7) یکی از آجودانهای او نیز میگوید: «چگونه میتوانید قبول کنید که این احمق بر یکی از باهوشترین و با حسننیتترین مردان روسیه پیروز شود؟ مطمئن باشید که نیروهای ما غلبه خواهند کرد و پاسکوویچ که بیسر و صدا خودش را نخود این آش کرده است، خیلی زود فلنگشو خواهد بست». او میافزاید که پاسکوویچ «الاغ غیرقابل تحملی است، آراسته به حیلههای اوکرائینی» و تمام موفقیتهایش را مدیون سربازان ممتاز یرمولف و مهارت دو تن از ژنرالها ولیامینوف و ماداتف است.
پاسکوویچ در حقیقت سرباز با تجربهای محسوب میشد که پس از شرکت در کلیة جنگهای سال 1812 به فرماندهی هنگ پیادهنظام گارد منصوب گردیده بود. تزار الکساندر و سپس گراند دوک نیکلا [نیکلای اول] در همین واحد، زیردست او آموزش دیده بودند. به همین خاطر تزار با محبت تمام در خطاب به او از عناوین «پدر من، افسر فرماندة من» استفاده میکرد و کاملاً به او اطمینان داشت. پاسکوویچ مرد ثروتمندی بود. پدربزرگش در زمان کاترین کبیر با در دست داشتن امتیاز انحصار تولید نمک در کریمه پول زیادی گرد آورد. پاسکوویچ به تازگی با دختردایی گریبایدف ازدواج کرده بود. آن زن در مقام همسر فرماندار دم و دستگاه باشکوهی برای پذیرایی از میهمانان در تفلیس برپا کرد. سیاح انگلیسی سروان مینیان(7) بعدها در توصیف او نوشت: «ریسهای از مروارید به گردن داشت که هر کدام به اندازة یک نخودفرنگی بود».
جدال قدرت میان یرمولف و پاسکوویچ تا بهار 1827 ادامه یافت. پاسکوویچ که به خاطر اعمال بازدارنده و ایذایی یرمولف به مرز دیوانگی رسیده بود و مصائب جنگ و اوضاع اسفبار در قفقاز را به گردن یرمولف میانداخت، در نهایت اعلان کرد که یا یرمولف باید محل را ترک کند، یا خودش خواهد رفت. امپراتور که همچنان دفعالوقت میکرد، دیبیچ را مأمور بررسی اوضاع و احوال آنجا کرد و به او اختیار داد که خود یکی از دو فرمانده را انتخاب نماید. دیبیچ پس از چند هفته تردید، طرف پاسکوویچ را گرفت. از یرمولف خواسته شد استعفا دهد. تحقیر او همراه بود با توبیخ رسمی. در بیست و هفتم مارس پاسکوویچ به سمت فرماندة کل قفقاز منصوب گردید. یرمولف چند روز بعد تفلیس را ترک گفت و دیگر هرگز به آنجا بازنگشت. او در تاگانورگ(8) سری به محل درگذشت الکساندر اول زد: «با او نیکبختی من هم به خاک سپرده شد».
نمیتوان پذیرفت که گریبایدف از عزیمت حامی قدیم خویش احساس تأسف و تأثر نکرده باشد، اما در آن مدت راه و رسم کارکردن با پاسکوویچ را آموخته بود و میدانست که از بسیاری جهات شرایط تازهاش از گذشته بهتر است. نه تنها پاسکوویچ به عنوان خویشاوند نظر مساعدی نسبت به او داشت، بلکه گریبایدف نیز آماده بود تا از او به نفع خود بهرهبرداری کند. برخلاف یرمولف که حتی برای تهیة گزارشها، تا حد امکان کمتر تفویض اختیار میکرد، پاسکوویچ با شیوة بوروکراسی بیزانسی حاکم بر سنت پطرزبورگ ناآشنا بود و محتاج کمک منشیانه. او به علت اشتغال به جنگ، خشنود بود که با استفاده از قلم روان و خستگیناپذیر گریبایدف میتوانست با هر کسی که میخواست رابطه برقرار سازد. این چنین بود که گریبایدف برای نخستین بار در دوران خدمت خود طعم قدرت اداری را چشید. اینک پاسکوویچ آسوده از دردسرهای اداری و قرطاسبازی، بیش از پیش به مرئوس هوشمند خویش اطمینان حاصل میکرد. گریبایدف به بولگارین مینویسد: « انتظار شعر و شاعری از من نداشته باش. پشت کوهیها، ایرانیان، ترکان، کارهای اداری و انبوه نامههایی که رئیس تازهام دستور میدهد، من را در خود غرق کردهاند و قادر به انجام کار دیگری نیستم.»
گریبایدف شش ماه در تفلیس ماندگار شد و هنگامی که فرماندهان رقیب برای حفظ مقام خویش میجنگیدند، سرش را پایین انداخت و به تجدید دوستی با متمولین گرجی پرداخت. به دیدار چاوچاوادزهها رفت و از همسایة آنها پراسکوویا نیکولایونا آخوردووا(9) بیوة ژنرال سابق توپخانه دیدن کرد که سرپرست یک مشت دختر دمبخت بود. پرنس چاوچاوادزه به عنوان نظامی در حال مأموریت، با اطمینان خاطر همسر و خانوادهاش را به دست مادام آخوردووا سپرده بود. آنان در بخشی از عمارت اعیانی چوبی پر از گل و گیاه او، واقع در بالای شهر تفلیس زندگی میکردند. سایر اعضای آن خاندان عبارت بودند از الکساندرینا پرفیلیوا(10)، دخترخواندهاش سوفیا و دو کودک متعلق به خودش. گریبایدف نخست به وسیلة موراویوف به آن خانواده معرفی شد که ظاهراً به سوفیا عشق میورزید، اما نیمنگاهی هم به نینا دختر چهارده سالة چاوچاوادزه داشت که اخیراً افسران جوان تفلیس را دچار تب و تاب کرده بود. بعد از فشارهای روحی و توطئههای مرکز گارد ستاد کل، گریز به دنیای افسونکنندة دختران جوان در گلزار(11)، همراه با ندیمهگانشان و شرکت در پیکنیکها و مجالس رقص و میهمانیهای عالی، برای گریبایدف دلانگیز و حیرتافزا بود. او تقریباً هر روز سری به آنجا میزد و با نواختن استادانة پیانو آن را مسحور میکرد و به دختران درس پیانو میداد.
انتصاب پاسکوویچ به فرماندهی کل قوا به این میان پردة فرحبخش پایان داد. گریبایدف در بقیة دوران جنگ دایماً در خدمت ژنرال بود و در عملیات نظامی او را همراهی میکرد و مقام مشاور عالی پاسکوویچ در باب مسائل سیاسی و دیپلماتیک را به عهده داشت. گریبایدف هرگز درگذشته تا به این اندازه به کانون قدرت نزدیک نشده بود. پاسکوویچ که اولین بار بود در قفقاز خدمت میکرد، دریافت گریبایدف در مورد شرایط محلی و وضعیت ارضی منطقه اطلاعات بسیار باارزشی دارد. دانش او در زبانهای مختلف و به خصوص تکلم روان به زبان فارسی از دیگر امتیازاتش محسوب میشد. وقتی نیکیتا فسوولوژسکی دوست قدیم گریبایدف در ژوئن 1827 در نامهای به برادرش، گریبایدف را «همهکاره»(12) پاسکوویچ دانست، خوب به اصل قضیه پیبرده بود. او در ادامه مینویسد: « هرچه او میگوید مبدل به وحی منزل میشود. دنیس داویدوف که من هر روز او را میبینم، این را تأیید میکند.»
عزیمت یرمولف به معنی آن بود که سیاستهای سختگیرانهاش در زمینههای گوناگون دگرگون خواهد شد. مداخلات صلحآمیز و احترام به قوانین و نهادهای اسلامی میتوانست جایگزین روشهایی چون زمین سوخته و دامن زدن به ترور و وحشت شود. به عوض اعمال زور جهت وادار کردن حکام محلی به اطاعت، امکان داشت آنان را ترغیب به برقراری مناسبات دوستانه و مودتآمیز کرد. این نگرش جدید با سیاست نیکلای اول همخوانی داشت. او با پایبندی به موازین مشروعیت در عرصة کارزار شرق میانه، همانند جاهای دیگر، در پی آن نبود که شاهد سرنگونی کامل شاه یا عباس میرزا باشد. در مورد خانات صاحب عنوان حکومت موروثی، هر چند در سطحی نازلتر، نیز رویة مشابهی داشت.
پاسکوویچ در تمام مدت جنگ، عملیات نظامی خود را با یک سلسله بند و بست با قبایل محلی تقویت کرد. هرگاه امکان داشت و از تداوم تدارکاتش مطمئن بود، از جنگ اجتناب میورزید. موقعیت برجستة او، بازپسگیری ایالت بسیار مهم قرهباغ و در نتیجه امنیت بخشیدن به جناح شرقی مستقر در گرجستان بود که با سلاح قدیمی رشوه دادن به مهدیقلی خان و تعیین مواجب سالیانه برای آن حاکم تحقق یافت. مهدیقلی خان متعهد گردید که دیگر در آن ناحیه دست به اقدامات نظامی نخواهد زد. گریبایدف در مقام مشاور پاسکوویچ و مترجم در این مذاکرات شرکت کرد و در مبادلة اسناد متعدد مربوط به این توافق نقش داشت. او در انجام این کار از حمایت همکار مورد اعتمادش عباسقلی آقا باکیخانف آذربایجانی برخوردار بود که نخستین بار در سال 1819 با یرمولف موفق به دیدارش شد. عباسقلی آقا باهوش و معلوماتی که داشت، چیزهای زیادی میتوانست دربارة سوابق قومی و فرهنگی منطقه به گریبایدف بیاموزد. او معمولاً خیمة جنگی خود را در کنار خیمة گریبایدف برپا میکرد. پاسکوویچ به زودی به خود قبولاند که در اعتقاد گریبایدف به معلم آسیاییاش سهیم است.
پاسکوویچ هرگز نتوانست به منزلت افسانهای یرمولف به عنوان حاکمی بزرگ دست یابد، هر چند که در میدان جنگ از بسیاری جهات فرماندة بهتری بود. اولین اقداماتش پس از عزیمت یرمولف، اجرای دستورات استراتژیک صادره از سنت پطرزبورگ بود در اشغال ایروان. دراوایل ماه مه همراه با ستاد خود عازم پیوستن به ژنرال بنکندورف، یکی از برادران رئیس حراست نیکلا شد که با عجله از طریق صومعة مقدس ایچمیادزین روانة نواحی جنوب بود تا پایتخت ارمنستان را محاصره کند. بعد از جابهجا کردن نیروهای خستة بنکندورف در ایروان با نفرات تازهنفس ژنرال کراسوفسکی(13) به سمت جنوب حرکت کرد تا با اطمینان از مصون بودن عقبة سپاه خود از دستاندازیهای عباس میرزا از تبریز، به خانات نخجوان حملهور شود. او در بیست و ششم ژوئن مرکز آن استان را بدون مقاومت تسخیر کرد و سپس رهسپار تصرف قلعة عباسآباد گردید که رفت و آمد از طریق رودخانة ارس را تحت کنترل داشت. فرماندهی قلعه با نیرویی برابر 27000 نفر در دست شوهر خواهر عباسمیرزا بود.
گریبایدف به عنوان یک غیرنظامی به خود میبالید که بخشی از پیروزیهای نظامی مدیون زحمات او بوده است. در نامهای به مادام آخوردووا از گرمای سوزان، طوفان خاک، هیجان حرکت در زیر آتش حملة صبحگاهی قزاقان، صدای پراکندة شلیک توپها، چشمانداز شگرف سوارهنظام بنکدورف به هنگام عبور از رودخانة ارس برای تصرف ارتفاعات طرف مقابل. زیبایی درة سختکشت رودخانه و تپهها و سلسله کوههای برهوت در چشمانداز آن که به قلل برفی کوه آرارات در دوردست ختم میشود سخن میگوید. یک بار وقتی گریبایدف با جوانان دیگر در اطراف چادرهای خود بودند و دستکم هفت گلوله توپ زوزهکشان از بالای سرشان گذشت و به زور از او خواستند که فرمان عقبنشینی بدهد، فریاد زد که: «همین چیزها زندگی را خوشایند میسازد.»
بعد از مدت کوتاهی محاصره و پیشروی توأم با احتیاط روسها، فرماندة قلعة عباسآباد سر تسلیم فرود آورد. نیروهای عباس میرزا موفق به نجات قلعه نشدند و پاسکوویچ به وسیلة گریبایدف اطمینان داد که در صورت مصالحه، غارت و انتقامی در کار نخواهد بود. در هفتم ژوئیه روسها قلعه را اشغال کردند و سرتاسر ولایت نخجوان به تصرف آنان درآمد و راه تبریز گشوده شد. پاسکوویچ به علت بروز بیماری در میان سپاهیانش و نرسیدن قافلة تدارکات، میبایست راه تبریز را در پیش گیرد. او همچنین تصمیم گرفت برای تجدید سازمان، بخشی از نیروهای خود را به نواحی سردتر کوهستانی نزدیک قرهباغ عقب بکشاند.
[گریبایدوف پس از انعقاد عهدنامة ننگین ترکمانچای ـ که در شکلگیری آن نقش مؤثری داشت ـ به سفارت روس در تهران منصوب شد. و در نخستین سالگرد عهدنامة ننگین، به علت تحقیر ایرانیان، رفتار متکبرانه، و بازداشت زنان مسلمان گرجی با قیام مردم تهران مواجه شد که سفارت روس را ویران و گریبایدوف و همه همکارانش ـ بجز یک تن ـ را کشتند]
پینوشتها: ـــــــــــــــــــ
1. Northern Bee
2. Denis Davydov
3. V.G.Madatov
4. Dibich
5. P. A. Vyazemsky
6. N.V. Shimanovsky
7. R. Mignan
8. Taganorg
9. Praskovya Nikolayevna Akhverdovo
10. Alexandrin Perfileyva
11. Jeunes filles en fleur
12. Factotum
13. krasovsky
روزنامه مساوات نوین چاپ باکو با اشاره به سفر محمود محمدقلیاف معاون وزارت خارجه دولت باکو در راس هیاتی به ارمنستان برای شرکت در اجلاس دورهای شورای وزیران خارجه سازمان همکاری اقتصادی دریای سیاه در ایروان آورده است: شرکت دولت باکو در سطح معاون وزیر در این اجلاس که در ارمنستان برگزار می شود، با توجه به عدم حضور دولت باکو در اعتراض به گشایش احتمالی مرزهای ترکیه و ارمنستان در نشستی که از سوی سازمان ملل متحد در کشور ترکیه برگزار شده بود، اعتراضاتی را موجب شده و دهها شهروند طی تماس تلفنی با دفتر روزنامه با غیر قابل درک خواندن عزیمت هیاتی از دولت باکو به ایروان، میگفتند که سفر به پایتخت کشور متجاوز همزمان با موج انتقادات شدیدی که ترکیه را به دلیل احتمال گشودن مرزهایش با ارمنستان هدف قرار داده، چه مفهومی دارد؟ و دولت باید در این مورد توضیح بدهد.
احزاب سیاسی مخالف دولت نیز هر یک به نوعی در قبال سفر هیات اقتصادی دولت باکو به ایروان واکنش نشان میدهند؛ سردار جلالاوغلو رهبر حزب دموکرات گفت: روسای جمهور و وزیران خارجه دولتهای باکو و ایروان دیدارهایی با یکدیگر انجام میدهند. در مناطق مرزی دو کشور نیز بین مرزبانان ارمنی و آذری ملاقاتها و گفتگوهایی انجام میگیرد. اینگونه برخوردها در قبال چنین سفرهایی باعث ایجاد ذهنیتی غلط در رابطه با طبیعت روابط با کشور ارمنستان شده و ما نیز اسیر این تصور اجتماعی شدهایم. از سوی دیگر ، باید توجه داشت که ریاست دورهای سازمان همکاری اقتصادی در جریان این اجلاس که در ایروان برگزار میشود، به دولت باکو منتقل خواهد شد. خودداری هیات نمایندگی باکو از سفر به ترکیه را نیز تصمیمی اشتباه میدانم و معتقدم که باید با اتجام چنین سفرهایی موضع خودمان را مستفیما و بطور جدی اعلام نماییم.
نسیمی محمدلی دبیر اجرایی حزب امید نیز گفت: شرکت معاون وزارت خارجه در نشست ایروان با موضع دولت باکو در مذاکرات مربوط به مناقشه قرهباغ در تضاد است. اعزام هیات نمایندگی رسمی به ایروان باعث تضعیف مواضع ما میشود.
سفر هیات بلندپایه اقتصادی دولت باکو به ایروان در حالی صورت میگیرد که رسانه ها و مطبوعات وابسته به محافل حکومتی باکو اخیرا تبلیغات گسترده ای علیه ترکیه به علت برقراری روابط با ارمنستان راه انداخته اند . همچنین به دنبال سفر رییس جمهور ارمنستان به تهران تبلیغات علیه ایران نیز در باکو تشدید شد.
تخریب مسجد حضرت محمد (ص)
تخریب "مسجد حضرت محمد (ص)" واقع در باکو از سوی شهرداری باکو آغاز شد.
میرواله معصوم اف رئیس جمعیت دینی بخش یاسامال شهر باکو به خبرنگاران گفت: شهرداری بخش یاسامال باکو با ماموران مسلح به مسجد آمده و لوحه و دیوار اطراف مسجد را تخریب کردند.
دادگاه بخش یاسامال شهر باکو در سال گذشته بر اساس در خواست شهرداری این بخش حکم تخریب "مسجد حضرت محمد (ص)" واقع در بخش یاسامال شهر باکو را صادر کرد.
در هنگام صدور حکم دادگاه گفته شده که این مسجد به طور غیر قانونی بنا شده است!
ساکنان محل که این مسجد را بعد از فروپاشی شوروی ساختهاند، رأی دادگاه بخش یاسامال شهر باکو را خلاف قانون دانسته و به دادگاه تجدید نظر کشور جهت الغای آن مراجعه نموده اند.
مختار مصطفی اف وکیل جمعیت دینی بخش یاسامال شهر باکو گفت: قبل از صدور حکم از سوی دادگاه تجدید نظر، تخریب مسجد اقدامی غیر قانونی است. مراجعه ما در دادگاه تجدید نظر کشور مورد بررسی قرار خواهد گرفت. ما همچنین از دادگاه تجدید نظر خواستار صدور حکم در باره تایید اجباری لایحه ساخت "مسجد حضرت محمد (ص)" در بخش یاسامال شهر باکو از سوی شهرداری باکو و شهرداری بخش یاسامال شده ایم.
آغاز تخریب مسجد پیش از نهایی شدن حکم دادگاه نیز حاکی از آن است که تصمیماتی از سوی دوایر دولتی برای تخریب مسجد گرفته شده است.
تخریب مسجد درمیان اهالی باعث بروز اعتراض شده واداره مسلمانان قفقاز با تخریب "مسجد حضرت محمد (ص)" واقع در بخش یاسامال باکو مخالفت ضمنی خود را ابراز داشته است.
گفته میشود به دنبال بیتوجهی مقامات باکو به درخواست اهالی مبنی بر جلوگیری از تخریب مسجد، تعدادی از اهالی جهت جلوگیری از تخریب مسجد به «تری دویس» دبیر شورای اروپا نیز مراجعه نموده اند.
تری دویس در جواب درخواست آنها گفته است: شورای اروپا جهت حل این مساله صلاحیت ندارد!! (شورای اروپا که دولت باکو عضو آن است از حقوق همجنسبازان و تشکلهای سیاسی غربگرا نیر در باکو حمایت میکند) شایان ذکر است بعد از روی کار آمدن حیدرعلیاف نیز مساجد دیگری از جمله مسجد «کؤهنه گونشلی» واقع در بخش خطایی باکو تخریب گردیده و از فعالیت برخی مساجد دیگر از جمله مسجد جامع شهر باکو جلوگیری شده است. دولت هر از گاه به بهانههای مختلف مساجدی را که مردم بیشتری به آنها مراجعه میکند، تخریب میکند.
تداوم همکاری دولت باکو با دولتهای اشغالگر
دولت باکو دهها تن ا ز نیروی نظامی ارتش خود را دوباره به افغانستان اعزام کرد.
واحد مطبوعاتی وزارت دفاع باکو اعلام کرد؛ با این اقدام مجموع نیروی نظامی این کشور در افغانستان تحت فرماندهی ناتو به 95 نفر رسید.
پارلمان باکو در سال گذشته، مصوبه مربوط به افزایش تعداد نظامیان این کشور مستقر در افغانستان را تایید کرد و گروه 45 نفره مزبور طبق این مصوبه به افغانستان اعزام شدند.
استقرار نیروهای نظامی دولت باکو در افغانستان در قالب برنامه همکاری باکو با سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) صورت می گیرد.
شایان ذکر است ، دولت باکو در جریان حمله آمریکا به افغانستان و عراق همکاری همهجانبهای با اشغالگران داشته است. و برخی از نیروهای ارتش باکو در عراق کشته شدهاند.
صدور حکمی از سوی دادگاه حقوق بشر اروپا در مورد دولت باکو
دادگاه حقوق بشر اروپا، حکم دیگری درخصوص دولت باکو صادر کرد.
این حکم دادگاه بر اساس پرونده خانم ماهره مراداوا یک شهروند ایران شمالی بوده است. که به علت صدمات وارده از شکنجه و رفتارهای غیرانسانی یک چشم خود را از دست داده است. دادگاه حقوق بشر اروپا با صدور حکمی دولت باکو را به مبلغ 25 هزار یورو جریمه نموده است.
شایان ذکر است، عیسی عاشوراف، وکیل ماهره مراداوا گفت: صدمات وارده به خانم مراداوا جبرانناپذیر است و جریمهای که دادگاه حقوق بشر درحق دولت باکو صادرکرده، نمیتواند مرهمی بر رنجهای شش ساله خانم مراداوا باشد.
شکایتهای دیگری به دادگاه حقوق بشر اروپا از سوی شهروندان باکو نیز ارائه شده که یکی از آنها از سوی فردی بوده که در تظاهرات 16 اکتبر سال 2003 (تظاهرات علیه تداوم حاکمیت خاندان علیاف) در باکو مورد ضرب و شتم پلیس قرار گرفته است.
دادگاه اروپا تا به حال 16 حکم مختلف در مورد دولت باکو صادر کرده است.
حمایت آمریکا از دیدارهای سرکیسیان و الهامعلیاف
و استقلال قرهباغ
حکومت باراک اوباما برای به ثمر رسیدن فعالیتهای گروه مینسک سازمان امنیت وهمکاری اروپا برای حل بحران قره باغ متعهد به استفاده از تمام امکانات شده است.
مسدول واحد مطبوعاتی سفارت آمریکا در باکو در گفتگویی اعلام کرد : آمریکا علاقمند به برگزاری دیدار جدید الهام علی اف و سرژ سرکیسیان در آینده نزدیک است و هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا برای دستیابی به پیشرفتی در این زمینه «متیو برایزا» معاون دستیار این وزارت در امور اروپا و آورو اسیا را به منطقه می فرستد.
برایزا در چارچوب سفر به باکو با مقامات عالی رتبه دولتی دیدار خواهد کرد و در باره تاثیر روند چشم انداز عادی سازی مناسبات ارمنستان و ترکیه به حل بحران قره باغ مذاکراتی انجام خواهد داد.
مناقشه قرهباغ در سال 1367 آغاز شده است. طرفها در سال 1373 در باره آتش بس به توافق رسیده اند. از آن زمان به ریاست گروه مینسک سازمان امنیت وهمکاری اروپا از روسیه ، فرانسه و آمریکا مذاکرات صلح جریان دارد و مقامات ارمنی و آذری در سطوح بالا مذاکرات را دنبال میکنند.
اوباما پس از انتخاب شدن به ریاست جمهوری، در پاسخ به نامة تشکلهای ارمنی آمریکا مبنی بر حمایت از استقلال قرهباغ نوشت که از تصمیم مردم قرهباغ برای رسیدن به استقلال کامل حمایت میکند و دولت باکو باید با توجه به اصل حق تعیین سرنوشت ملل، اقدام مردم قرهباغ را در کسب استقلال به رسمیت بشناسد.
به گزارش خبرگزاری دولتی آذرتاج باکو ، به دستور الهام علی اف، نظامی خودی اف فرزند مناف به دلیل شرکت فعال در زندگی سیاسی - اجتماعی و فرهنگی این کشور مفتخر به دریافت «نشان شهرت» شده است .
نظامی خودییف از اشخاصی است که از دوره شوروی با دستگاه اطلاعاتی ک . گ . ب روابط نزدیک داشت و پس از فروپاشی شوروی نیز،همکاری اطلاعاتی خود را در مسوولیتهای مختلف مانند مدیریت رادیو ـ تلویزیون و مناصب دانشگاهی در راستای تحکیم قدرت علیافها ادامه داد. وی همچنین در راستای ترویج اختلافات قومی در آذربایجان ایران از طریق ارتباط با برخی مطبوعات محلی بیگانهگرا فعالیت داشته و برخی مقالات وی در یک نشریه بیگانهگرا که در ارومیه منتشر میشد، به چاپ رسیده است.
سفیر آمریکا امنیت «ایران شمالی» را تضمین میکند؟
سفیر آمریکا در باکو گفت: آمریکا تمام اقدامات لازم را برای تامین امنیت جمهوری آذربایجان (ایران شمالی) در عرصه های سیاسی، اقتصادی و دیگر بخش ها انجام می دهد.
" ان درسی" در دیدار با جمعی از نمایندگان مرکز غیردولتی"همگرایی خزر و اروپا" افزود : آمریکا از همگرایی دولت باکو با ساختارهای یورو آتلانتیک حمایت می کند.
وی افزود : ایران شمالی (جمهوری آذربایجان) تنها به واسطه همگرایی با نهادهای غربی می تواند امنیت لازم را تامین و استقلال خود را حفط کند!
سفیر آمریکا در باکو با تاکید بر این که واشنگتن از سیاست غربگرایی دولت باکو به طور کامل حمایت می کند ، ابراز امیدواری کرد این سیاست همچنان تداوم یابد.
سفیر آمریکا دولت باکو را همکار مورد اعتماد و استراتژیک آمریکا در منطقه خواند و گفت: نقش مهم و محوری دولت باکو برای آمریکا در جریان رویدادهای تابستان گذشته در گرجستان بار دیگر آشکار شد.
گسترش همکاریهای نظامی باکو و آمریکا
دولت باکو و آمریکا همکاری های نظامی دوجانبه خود را گسترش می دهند.
خبرگزاری فرست نیوز از باکو خبر داد: توافق در این زمینه در نشست کاری مربوط به همکاری نظامی دو جانبه دولت باکو با آمریکا حاصل شده است.
این خبرگزاری بدون اشاره به محل این نشست به نقل ازمرکز فرماندهی نیروی نظامی آمریکا دراروپا ( EUCOM) افزود : در این نشست ، پیش نویس برنامه همکاری نظامی دو کشور طی سالهای 2009 تا 2011 (1388 ـ1389) تدوین و در باره مسایل امنیتی حوزه دریای مازندران و همکاری نظامی دولتهای باکو و قزاقستان با هماهنگی آمریکا، بحث و تبادل نظر شد.
این گزارش افزود : در نشست مذکور همچنین فعالیت ها و همکاری های نظامی دولت باکو با آمریکا در دو سال گذشته مورد بررسی قرار گرفت.
این منبع افزود : برنامه همکاری نظامی دو کشور برای دو سال آینده از سوی " صفر ابی اف " وزیر دفاع باکو و " کارتر خم " فرمانده نیروی زمینی آمریکا در اروپا در باکو به امضا رسیده و سپس به تصویب پارلمان های دو کشور خواهد رسید.
هیات نمایندگی سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) نیز که اخیراً به باکو سفر کرده بود، در خصوص همکاری های دو جانبه از جمله آموزش نیروهای نظامی شرکت کننده در طرح صلح این سازمان و بررسی ایجاد مسیر جدید برای انتقال محمولات به نظامیان مستقر در افغانستان با مقامات باکو مذاکره انجام داده است .
جامعه ایرانشمالی ازاطلاع سانی صحیح محروم است
رییس اتحادیه ارتباطات اینترنتی ایران شمالی گفت : 99 درصد برنامه های تفریحی شبکه های تلویزیونی این کشور، جایی برای اطلاع رسانی صحیح نگذاشته است.
"عثمان گوندوز در یک گفت وگوی خبری با بیان اینکه جامعه به برنامه های معارف و اطلاع رسانی صحیح از بخش های مختلف این کشور نیاز دارد، افزود: سطح هنری و فرهنگی برنامه های تفریحی پخش شده از شبکه های تلویزیونی باکو نیز بسیار پایین و بی ثمر است.
وی افزود: نتیجه این روند به رویگردانی اغلب مردم ایران شمالی (جمهوری آذربایجان) از تماشای برنامه های این شبکه های تلویزیونی شده و با نصب آنتن های ماهواره ای و کابلی بیشتر برنامه های شبکه های تلویزیونی خارجی را تماشا کنند.
این کارشناس امور اطلاع رسانی با بیان اینکه درزمان حاضر اکثر شهروندان ایران شمالی از طریق گیرنده های ماهواره ای برنامه های شبکه های تلویزیونی خارجی بخصوص روسیه را تماشا می کنند، این وضعیت را برای جامعه نامطلوب خواند.
گوندوز با اشاره به اینکه شهروندان در اغلب موارد اطلاعات مورد نیاز خود را از منابع خارجی به دست می آورند، افزود: این وضعت نامطلوب در آینده می تواند مشکلاتی را برای نسل جوان این کشور ایجاد کند.
رییس اتحادیه ارتباطات اینترنتی ایران شمالی افزود: تاثیر پذیری نسل آینده از منابع اطلاع رسانی خارجی تهدیدی برای امنیت ملی کشور ایجاد می کند که لازم است مسوولان و تصمیم گیرندگان به این مهم توجه جدی داشته باشند.
وی با تاکید بر اینکه پخش برنامه های معارف و ارایه اطلاعات صحیح از بخش های مختلف این کشور نیاز جدی جامعه ایران شمالی است،افزود: متاسفانه به دست آوردن این اطلاعات از منابع اطلاع رسانی محلی بسیار سخت و دشوار است.
در ایران شمالی یک شبکه تلویزیونی دولتی و شش شبکه تلویزیونی نیمه دولتی فعالیت دارند.
روشنفکران ایران شمالی معتقد هستند که بازگشایی مرز ترکیه با ارمنستان تاثیر مثبتی بر حل مناقشه قره باغ کوهستانی نخواهد گذاشت.
ائلدنیز قلی اف رئیس اتحادیه روشنفکران در باکو به خبرگزاری "ترند نیوز" گفت: بهبودی روابط ترکیه با ارمنستان تاثیر بدی بر حل مناقشه قره باغ کوهستانی خواهد گذاشت. بازگشایی مرز ترکیه با ارمنستان میتواند موجب تقویت ارمنستان و کاهش اهمیت حل مناقشه قره باغ کوهستانی در سطح بین المللی شود.
به گزارش روزنامه "صباح" ترکیه، یک مقام بلند پایه اتحادیه اروپا که نخواسته است نامش فاش شود، اظهار امیدواری کرده است که پس از سفر باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا به ترکیه، مرز این کشور با ارمنستان به صورت رسمی باز خواهد شد.
مناقشه قرهباغ از سال 1367 آغاز شد. در سال 1373 بین دولتهای ایروان و باکو توافق آتش بس حاصل گردیده و همچنان مذاکرات صلح بین طرفین ادامه دارد.
گروه مینسک سازمان امنیت و همکاری اروپا عبارت از سه کشور- ایالات متحده آمریکا، فرانسه و روسیه در مسئله حل صلح آمیز مناقشه قره باغ کوهستانی میانجیگری می کنند که، فعالیتهای آنها تا به حال هیچ نتیجه ای نداشته است.
ائلدنیز قلی اف افزود: اقدامات اخیر ترکیه در گسترش روابط با ارمنستان اقدامی علیه منافع و تمامیت ارضی جمهوری آذربایجان (ایران شمالی) است. بازگشایی مرز ترکیه با ارمنستان موجب تضعیف روابط آنکارا و باکو خواهد شد. ما از این عکس العمل ترکیه خیلی متاسفیم. یکی از اسباب بوجود آمدن مناقشه قره باغ کوهستانی خود ترکیه بوده است. ارامنه پس از آنکه از بدست آوردن اراضی مورد ادعای خود از ترکیه مایوس گشتند، مناقشة قرهباغ به وجود آمد و در حقیقت مناقشة قرهباغ نتیجة درگیریها و مناقشات ترکیه با ارامنه است. ترکیه باید این را در نظر داشته باشد.
وزیر خارجه باکو: باید روابط آذریها و ارامنه دوستانه باشد
ائلمار محمدیاراف وزیر خارجه دولت باکو طی یک نشست مطبوعاتی در تفلیس با توضیح دربارة سؤالی در مورد چشم اندازهای حل مناقشه قره باغ کوهستانی گفت: در منطقه قفقاز جنوبی سه دولت وجود دارد و نباید به ایجاد کشورهای جدید ( دولت قرهباغ) اجازه داد.
وی گفت: "ما باید به ارمنستان و ارامنة گرجستان توضیح دهیم که حل مسالمت آمیز بهترین راه خروج از بحران است. این امر بمعنی برقراری ارتباطات حمل و نقلی، بازگشت آوارگان، توسعه تأسیسات زیربنایی و غیره خواهد بود".
وزیر خارجه یادآور شد که "آذربایجانی ها و ارامنه بایستی به عادی سازی روابط مبادرت ورزند که موجبات آغازدوستی و گفتگو توسط آنها را فراهم خواهد ساخت".
محمدیاراف با اشاره به بیانات برنار فاسیه رئیس فرانسوی گروه مینسک در خصوص ضرورت اجرای بدون شرط سند مادرید اظهار داشت که ابتدا میبایستی "فضا و بستری مناسب برای گفتگوی موفق فراهم آورد".
وزیر امور خارجه باکو افزود، باید به ارامنه اطمینان داد که همزیستی مسالمتآمیز امکان پذیر است.
رونمایی از کتاب ترجمه رباعیات حکیم عمر خیام در باکو
طی مراسمی در باکو از کتاب ترجمه رباعیات حکیم عمر خیام رونمایی شد.
در این مراسم که با حضور جمعی از اساتید، دانشمندان و هنرمندان ایرانی و باکویی، در فلارمونی شهر باکو برگزار شد، از ترجمه آذربایجانی کتاب رباعیات حکیم عمر خیام رونمایی شد.
در این مراسم پروفسور رافائل حسین اف ضمن بحث از شخصیت والای علمی، معنوی و عرفانی حکیم عمر خیام از جایگاه جهانی رباعیات وی در جهان سخن گفت و از خدمات علی پولاد وهابزاده گردآورنده آن که با کوشش و زحمت چهارساله ایشان این کتاب نفیس به زیور طبع آراسته شده تقدیر کرد.
در این مراسم قطعاتی از موسیقی اصیل ایرانی با شعرهایی از حکیم عمر خیام اجراشد.
در این کتاب نفیس که مزین به مینیاتورهای زیباست، رباعیات حکیم عمر خیام با ترجمه میکاییل مشفق، حسین جاوید، دکتر یوسف معماری و برخی دیگر از شعرای معاصر به زبان آذربایجانی تقدیم علاقمندان گردیده است.
حکیم غیاث الدین ابوالفتح عمر بن ابراهیم خیام نیشابوری از علما و عرفای قرن پنجم و ششم هجری شمسی است. وی در سال 439 قمری در شهر نیشابور ، به دنیا آمد. وی در زادگاه خویش به آموختن علم پرداخت و نزد عالمان و استادان برجسته آن شهر از جمله امام موفق نیشابوری علوم زمانه خویش را فراگرفت و چنانکه گفته اند بسیار جوان بود که در فلسفه و ریاضیات تبحر یافت. او از ریاضیدانان، ستارهشناسان و شُعرای بنام ایران در دوره سلجوقی است. آوازه رباعیات عمر خیام شهرت جهانی یافته و به اغلب زبانهای زنده دنیا ترجمه شده است.
از آثار وی می توان به : رساله ای در جبر و مقابله، رساله ای در شرح اصول اقلیدس، زیج ملکشاهی یا زیج جلالی، رساله ای در طبیعیات، رساله در وجود، رساله فلسفی که در آن از حکمت الهی در آفرینش عالم و تکالیف مردم و عبادات بحث می کند، رساله ای در اختلاف فصول و اقالیم، نوروز نامه که درباره رسوم و اعیاد ایرانیان به ویژه تاریخ و آداب ایرانیان در روز عید نوروز است، دیوان رباعیات و از ایشان همچنین بیش از ۱۰۰ رباعی برجای ماندهاست.
تبریک امنیتی الهامعلیاف و باز هم تحریف واقعیات!
به گزارش خبرگزاری دولتی "آذرتاج"، الهام علی اف رئیس دولت باکو بمناسبت نودمین سالگرد روز تاسیس نهادهای امنیت ملی را به تمامی کارمندان امنیتی کشور را تبریک گفت.
الهام علی اف افزود: وزارت امنیت کشور در طول این 90 سال بطور شایسته در مسیر توسعه و ترقی فعالیت خود را انجام داده است. حیدر علی اف در طول سالهایی که بر نهادهای امنیتی کشور رهبری مینمود، اقدامات خویش را بر اساس آرمانهای ملی برای آینده کشور، برای حفظ منافع مردم و جهت تقویت کشور انجام میداد.
الهام علی اف همچنین گفت: جهت اجرای اقدامات سریع و تامین احتیاجات مادی و فنی نهادهای امنیتی، تامین مالی کارمندان امنیتی و تقویت کار آنها دولت تا به حال اقدامات زیادی را انجام داده و از این پس نیز خواهد داد.
در حالی که از پیدایش عمر دولت باکو 17 سال میگذرد، معلوم نیست الهامعلیاف چگونه از 90 سالگی دستگاه امنیتی باکو سخن میگوید؟ دردوره شوروی، حیدرعلیاف مدتها ریاست شعبة ک . گ .ب (سازمان جاسوسی شوروی) در باکو را برعهده داشته است، احتمال میرود مقامات باکو با جعل تاریخ برای دستگاه اطلاعاتی روسها در دوره شوروی، قصد دارند، فعالیتهای حیدرعلیاف در ک . گ .ب و خدمات وی به روسها را به عنوان خدمت به «خلق آذربایجان!» قلمداد نمایند.
افزایش شدید خودکشی در ایران شمالی
در سالهای اخیر در ایران شمالی (جمهوری آذربایجان) تعداد حوادث خود کشی افزایش یافته است. مراکز دولتی باکو تعداد این حوادث را تا به حال مورد بررسی قرار نداده اند و لذا در مورد تعداد خود کشی کنندگان آذربایجانی آمار رسمی موجود نیست. به خاطر همین بر اساس اخبار 3 ماه اخیر در مطبوعات باکو و گزارشهایی که در این مدت از سوی نیروهای انتظامی دولت باکو ارائه شده، در مورد آمار خودکشی کنندگان آذربایجانی بررسیهایی انجام شده است.
بر اساس همین آمار، در سه ماه اخیر در ایران شمالی 76 نفر خودکشی کرده اند که 60 نفر از آنها مرد و 16 نفرشان هم زن بوده اند. 35 نفر از این افراد در باکو و بقیه آنها هم در شهرهای مختلف کشور دست به خودکشی زدهاند و اکثریت این افراد خود را حلق آویز کرده اند.
یکی از این افراد کارمند بانک (در شهر شکی) و دیگری فرماندار سابق (در شهر گنجه) بوده است.
همچنین در سه ماه اخیر در ایران شمالی 56 نفر برای خودکشی اقدام کرده اند که موفق به این کارنشده اند.
ملاحت حسن اوا نماینده پارلمان باکودر سخنان خود در مجلس گفته بود: علت افزایش حوادث خود کشی در کشور، پخش سوژهای حوادث جنایی در شبکه های تلویزیونی است. باید بر اینگونه فیلمها و برنامه های تلویزیونی محدودیتهایی اعمال شود.
همچنین تعدادی از نمایندگان پارلمان باکو با مراجعه به رئیس پارلمان خواستار بحث و مذاکره در خصوص محدودیت گذاری بر پخش بعضی از برنامه ها و فیلمهای تلویزیونی باکو مربوط به جنایات شده اند. آنها معتقدند که اینگونه سوژه های تلویزیونی موجب بیشترشدن خودکشی در بین جوانان میشود.
"گرای گرای بیگ لی" روانشناس در گفتگو با خبرگزاری "ترند نیوز" گفت: باید لایحه ای در این باره تهیه و بر اساس آن تمامی عوامل وقوع حوادث خودکشی در کشور مورد بررسی قرار بگیرد و سپس بر اساس آن، اقدامات پیشگیرانه انجام شود.
به گفته وی اغلب حوادث خودکشیهای رخ داده در سطح جهان در ماه های اخیر با بحران مالی جهانی مربوط بوده است.
به گفتة این روانشناس 25 درصد از این حوادث به مشکلات روانی افراد بستگی دارد.
وضعیت قوم تالش و دانشمند زندانی در باکو
دکترعارف محمدزاده
بار دیگر نوروز از راه رسید اما نوروز علی محمد اف دانشمند برجسته تالش همچنان در زندان باکو است.
بازتاب تداوم زندانی شدن دانشمند برجستة تالش در باکو روز به روز بیشتر و جهانیتر میشود. اگر چه رژیم حاکم بر ایران شمالی (جمهوری آذربایجان) از بدو دستگیری دانشمند برجستة تالش، نوروزعلیمحمداف، کوشیده است تا این واقعه در مطبوعات و رسانهها بازتاب نداشته باشد و به همین دلیل، شبکههای تلویزیونی و مطبوعات باکو که اغلب آنها به صورت رسمی و غیررسمی به محافل حکومتی وابستهاند، تنها به انتشار خبرهای کوتاهی از این دانشمند مشهور تالش بسنده کردهاند، اما به دلیل وجهة علمی و فرهنگی نوروزعلیمحمداف در کشورهای مختلف اخبار مربوط به وضعیت این دانشمند پیگیری میشود. وی نه تنها برای تمام تالشهای جهان و مردم ایران شمالی چهرهای شناخته شده است، بلکه به دلیل ارتباط با محافل علمی، فرهنگی و دانشگاهی کشورهای اروپای شرقی، روسیه، ترکیه و ایران و انتشار آثار علمی و تحقیقاتیاش در این کشورها نیز شناخته شده و مورد احترام است. در میان تالششناسان جهان، نوروزعلیمحمداف، در مقام نخست قرار میگیرد و به این علت، تاکنون به بسیاری از کشورها از جمله روسیه، ترکیه، ایران و کشورهای اروپایی دعوت شده و سخنرانیهای علمی ارایه کرده است. به دلایل یاد شده، پس از آن که حدود سه سال پیش و به دنبال انتشار یک نشریه علمی ـ فرهنگی با واکنش خشن دولت باکو دستگیر و زندانی شد، مجامع علمی و دانشگاهی و نیز رسانههای کشورهای مختلف نسبت به بازداشت وی واکنش نشان دادند.
اخبار منتشر شده دربارة وضعیت این دانشمند تالش، نگرانکننده است. وی که در آستانة هفتاد سالگی قرار دارد، به شیوههای خشن استالینی از سوی مأموران وزارت امنیت دولت الهامعلیاف دستگیر و مدتها تحت بازجوییهای غیرانسانی و حتی شکنجه قرار گرفت. با گذشت مدتها از زندانی شدن وی، تلاش گروههای علمی و فرهنگی در کشورهای مختلف بخصوص در اروپا برای آزادی وی گسترش یافت. به دنبال این تلاشها برای نخستین بار بعد از حدود سه سال از بازداشت این دانشمند مشهور تالش، آکادمیسین، مدیر مرکز فرهنگی و تحقیقاتی تالش و سردبیر نشریه « تولشی صدو» (صدای تالش) جمعی از نمایندگان مجامع اروپایی با وی دیدار کردند.
اخیراً « ورونیکا کوتک» نماینده ویژه شورای اروپا در ایران شمالی و نمایندگان دفتر سازمان امنیت و همکاری اروپا و سفارت نروژ در باکو با نوروزعلیمحمداف در زندان شماره 15 شهر باکو دیدار و گفتگو کردند.
این دیدار بعد از سه سال از بازداشت دانشمند مشهور تالش در حالی صورت میگیرد که علاوه بر پیگیری محافل علمی و دانشگاهی، تاکنون خانواده این دانشمند نامههای مکرری به مراکز بینالمللی و سفارتخانههای خارجی در باکو ارسال داشتهاند.
رژیم باکو از تماس خبرنگاران با نماینده ویژه شورای اروپا بعد از گفتگوی وی با نوروزعلیمحمداف جلوگیری کرد. برخی مطبوعات مستقل باکو، تنها به درج خبر دیدار نمایندگان اروپایی با دانشمند تالش اکتفا کردند و نوشتند که از محتوای گفتگوهای نمایندگان اروپایی و دانشمند زندانی اطلاعی کسب نشده است.
نوروزمحمدعلیاف که به عنوان «ریش سفید» قوم تالش در ایران شمالی شناخته میشود، اکنون سالهاست که در زندان به سر میبرد. اما خانواده و دوستان نزدیک وی نیز از فشارها و آزارهای دولت شوونیستی باکو در امان نماندهاند.
در پی دستگیری نوروزعلیمحمداف، خانواده وی نیز تحت فشارهای غیرانسانی دستگاه امنیتی رژیم باکو قرار گرفت و کامران محمداف (فرزند ارشد دانشمند تالش) به طرز مشکوکی درگذشت. گفته میشود مرگ کامران محمداف با اقدامات وزارت امنیت دولت باکو در ارتباط است.
از سوی دیگر چندی پیش خبری مبنی بر دستگیری فرزند دیگر نوروزعلیمحمداف توسط ماموران امنیتی باکو منتشر شد. علت دستگیری وی این بوده که آزادی پدرش را پیگیری کرده است.
نوروزعلیمحمداف نویسنده، روزنامهنگار و دانشمند زبانشناس تالش که از حدود سه سال پیش و در پی انتشار یک نشریه به زبان تالشی زندانی شده است. شرایط سختی را سپری میکند. وی طی سه سال زندانی شدن در شرایط سخت، به بیماریهای مختلف از جمله رماتیسم پا و دیسک کمر دچار و به شدت ضعیف و لاغر شده است. گزارشگران اروپایی که به علت عضویت دولت باکو در شورای اروپا توانستهاند با این دانشمند زندانی ملاقات کنند نتوانستند با خبرنگاران دیدار کنند. یک منبع موثق از قول نمایندگان اروپایی گفت که وی (نوروزعلیمحمداف) به علت ضعف و کهولت سن و قرار داشتن در وضعیت نامساعد و شکنجههای روحی و جسمی و سوءتغذیه در معرض مرگ قرار دارد.
عاکف حمیداف تحلیلگر سیاسی و عضو «کمیته تلاش برای آزادی نوروزعلیمحمداف»
در تماس تلفنی خبرنگار « حرکت آزادیبخش ایران شمالی» گفت:
« در هیچ یک از کشورهای جهان، با دانشمند هفتاد سالهای که عمر خود را در دانشگاه و تحقیق و علم و نوشتن کتابهای علمی سپری کرده، اینگونه برخورد نمیکنند. این برخوردهای استالینی فقط از سوی دولت باکو متصور است. دولت باکو نه تنها نوروزعلیمحمداف را زندانی کرده، بلکه برای از بین بردن خانوادة وی نیز تلاش میکند. بعد از دستگیری وی، بارها و بارها شبانه به خانة وی یورش برده و رعب و وحشت ایجاد کردهاند. کامران محمداف فرزند ارشد نوروزعلی بود که به دلیل پیگیری آزادی پدرش بارها از سوی مأموران امنیتی تحت فشار و آزار قرار گرفت و در نهایت در شهریور 1386 به طرز مشکوکی درگذشت. بعد از مرگ مشکوک کامران محمداف، تنها فرزند باقیمانده نوروزعلی نیز از سوی مأموران امنیتی تحت فشارها و آزارهای مستمر قرار دارد.»
وی افزود: « مقامات امنیتی باکو اعلام کردند که کامران محمداف بر اثر سکته درگذشته است اما اجزاه ندادند پزشکان مستقل و غیرنظامی علت مرگ وی بررسی و روشن کنند. علاوه بر این، رژیم باکو حتی به دانشمند زندانی اجازه نداد، در مراسم دفن فرزند جوان خود حضور یابد.»
عاکفحمیداف دربارة علت دستگیری نوروزعلیمحمداف گفت: «علت اصلی دستگیری و رفتار غیرانسانی دولت باکو با این دانشمند مشهور این است که وی از میان قوم تالش برخاسته و توانسته به مدارج عالی علمی دست یابد. اگر چه قوم تالش با جمعیتی حدود یک میلیون نفر، محرومترین قوم ساکن در قلمرو حاکمیت دولت باکو است، و مناطق تالشنشین مانند آستارا، لئریک، ماساللی، لنکران و ... از کمترین امکانات خدمات عمومی حتی برق و گاز و آب بهداشتی نیز بهرهمند نیستند، با این حال هرگز نوروزعلیمحمداف به عنوان یک چهرة سیاسی محسوب نمیشد. بعد از فروپاشی شوروی، نوروزعلیمحمداف به عنوان روشنفکر و دانشمند پیشکسوت به دو اقدام دست زد؛ تداوم فعالیت در مرکز فرهنگی تالش (مرکز تالششناسی) و انتشار نشریه صدای تالش. در این مراکز مسایلی مانند شعر و ادب، تاریخ، زبان، فرهنگ و آداب و رسوم قوم تاریخی تالش مورد مذاکرة دانشمندان قرار میگرفت و نتایج فعالیتهای علمی به صورت محدود منتشر میشد. دولت باکو به صورت رسمی بارها اعلام کرده که این دولت نه برپایه عدالت، اخلاق و اسلام و انسانیت که براساس ایدئولوژی شوونیستی پانآذریسم اداره میشود و این سخن را بارها حیدرعلیاف و الهامعلیاف در همایشها به صورت آشکار بر زبان آوردهاند. معنای این ایدة قرون وسطایی این است که در ایران شمالی (جمهوری آذربایجان)، دولت هیچ گونه حق و حقوقی برای اقوام مختلف ساکن در کشور مانند تالشها و لزگها قایل نیست. و اصولاً مقامات دولتی وجود اقوام مختلف را به شیوههای مختلف انکار میکنند، تعداد جمعیت تالشها و لزگها را بسیار ناچیز نشان میدهند. با این حال حضور دانشمند مشهور مانند نوروزعلیمحمداف در مجامع علمی بینالمللی و کشورهای همسایه همیشه این پیام را با خود داشت که قومی و کهن و تاریخی به نام تالش در ایران شمالی وجود دارد که در معرض نسلکشی فرهنگی قرار گرفته است. به همین دلیل و برای جلوگیری از حضور وی در مجامع علمی خارج از کشور، توطئهای از سوی وزارت امنیت باکو طراحی و اجرا شد، اما در جلسة محاکمه وی که تحت فشارهای مجامع علمی به صورت نیمه علنی برگزار شد، آشکار گردید که اتهامهای وزارت امنیت باکو علیه وی بسیار خندهدار است. اتهام اساسی او این است که در مقابل دریافت 300 دلار (سیصد دلار) در همایش تالششناسی در شهر رشت در سال 1382 ( 2003) به نفع ایران جاسوسی کرده است!»
حمیداف افزود: «تالشها یک قوم تاریخی و کهن هستند و زبان آنها شاخهای از زبان فارسی است. این قوم در مناطق مرزی با ایران زندگی میکنند، و به همین دلیل دولت باکو از قوم تالش احساس خطر میکند. به نظر میرسد دلیل اصلی دستگیری دانشمند مشهور تالش و برخوردهای بسیار خشن با وی این است که دولت باکو به فعالان فرهنگی و مردم تالش نشان دهد که در صورت کوچکترین تحرکی آنها را سرکوب خواهد کرد.»
شایان ذکر است، دولت باکو در تلاش برای نابودی قوم تالش سیاستهای اقتصادی و فرهنگی ویژهای را اجرا میکند. از لحاظ اقتصادی، در مناطق تالشنشین هیچگونه سرمایهگذاری برای احداث واحدهای تولیدی صورت نمیگیرد و اغلب اهالی در این مناطق در فقر شدید و بیکاری زندگی میکنند و حداکثر به مشاغلی مانند کارگری در مزارع میپردازند.
مردم این مناطق از ابتداییترین خدمات عمومی مانند برق، گاز، آب بهداشتی بهرهمند نیستند. با اینکه در دوره شوروی تالشها از خدمات عمومی مانند برق و گاز بهره مند بودند ، اما با فروپاشی شوروی و از هم پاشیدن مراکز خدمات دولتی، برق و گازرسانی در این مناطق با مشکل مواجه شد و با گذشت 17 سال دولت باکو نسبت به تامین نیازهای اولیه تالشها اقدام نکرده است .
از لحاظ فرهنگی نیز برنامهای به زبان تالشی از رادیو و تلویزیونهای دولتی و نیمهدولتی پخش نمیشود. انتشار کتاب و نشریه نیز به زبان تالشی نیز ممنوع است.همچنین دولت باکو قانونی تصویب کرده که مطابق آن شبکه های رادیوی و تلویزیونی حق پخش برنامه به زبان اقوام مختلف ساکن در ایران شمالی برای داخل کشور را ندارند.
زندگینامه نوروزعلیمحمد اف :
ـ متولد 1942 (1321) ، روستای ارجیوان ـ آستارا (ایران شمالی)
ـ اتمام تحصیل در انستیتوی عالی تربیت معلم در رشتة زبانهای اروپایی در سال 1964 (1343)
ـ انجام خدمت وظیفه نظام (1967 ـ 1965) (1346 ـ 1344)
ـ تحصیل در آکادمی علوم ایران شمالی، انستیتوی عالی زبان و ادبیات (1970 ـ 1967) (1349 1346)
ـ اخذ دکترا درعلم زبانشناسی (1971) (1350)
ـ از تدریس تا ریاست دانشکدة زبانشناسی در آکادمی علوم ( از سال 1970/1349)
ـ مدیر شعبه ارتباطات زبانها از سال 1989/1368
ـ مدیر شعبة ارتباطات زبانها و گروه زبان شناسی عمومی آکادمی علوم از سال 1991/1370
ـ انتشار بیش از 100 اثر و مقالات علمی دربارة زبانهای مختلف از جمله زبان آذری، ترکی، تالشی، فارسی و زبانهای اروپایی طی حدود چهل سال فعالیت علمی.
ـ تأسیس نشریة « تالیشی صدو» (صدای تالش) در سال 1992/1371
ـ مدیر مرکز فرهنگی تالشهای ایران شمالی از سال 1989/1368 تاکنون
ـ حضور در همایشها و مجامع علمی کشورهای مختلف جهان
ـ دستگیری توسط وزارت امنیت باکو 2006/1385
هدیه نوروزی " دولت علی اف ها " به مردم ایران شمالی
قانون اساسی ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان / اران ) را به راحتی و با استدلال میتوان قانون اساسی خاندان علی اف ها نامید. این قانون که بعد از فروپاشی شوروی و پیدایش کشوری به نام جمهوری آذربایجان تدوین شده بعد از به قدرت رسیدن حیدرعلی اف ( چهره معروف ک . گ . ب با سابقه ۵۰ سال خدمت به کمونیسم و شوروی ) در سال ۱۹۹۳ و تصرف مسند ریاست جمهوری در سال ۱۹۹۴ توسط وی بارها تغییر یافته است . یعنی هر بار که شرایط و منافع خاندان علی اف ها اقتضا کرده است دست اندرکاران دولت باکو به آسانی قانون اساسی را تغییر داده اند . چنانکه یکی از تحلیل گران سیاسی باکو در مقاله ای نوشته بود : تغییر اساسنامه یک شرکت تجاری سخت تر از تغییر قانون اساسی در ایران شمالی است.
هنگامی که حیدر علی اف در سال۲۰۰۳ به طرز اسرار آمیزی درگذشت ( بعد از آنکه وی به علت حمله قلبی حین سخنرانی بر زمین افتاد اعلام شد که وی را به ترکیه برده اند . بعد از مدتی اعلام شد که جهت مداوا به امریکا انتقال داده شده و مدت چند ماه از چگونگی وضعیت وی و اینکه زنده است یا مرده ؟ خبری در رسانه ها منتشر نشد )در مدت همین چند ماه قانون برای فراهم شدن شرایط جهت سپردن قدرت به الهام علی اف تغییر یافت. فیلمهای مختلفی توسط دولت بازی شد. الهام علی اف که در اوایل دهه ۹۰ یک بازرگان متوسط در مسکو بود و در نمایندگی شرکت اورینت کار میکرد و بعدها معاون شرکت آذ نفت و نماینده پارلمان باکو شد هنگام مرگ پدرش نماینده پارلمان بود. طبق قانون اساسی قبلا در صورت فوت رییس جمهور رییس پارلمان عهده دار ریاست جمهوری میشد اما در این هنگام قانون تغیر یافت و نخست وزیر عهده دار ریاست جمهوری شد. الهام علی اف که در این زمان نخست وزیر نبود . اما جناب نخست وزیر نمایشی ( آرتور راسی زاده ) استعفا کرد و الهام علی اف با تصویب پارلمان نخست وزیر و عهده دار مسوولیتهای ریاست جمهوری شد. بعد هم در انتخابات ! به ریاست جمهوری برگزیده شد ! بعد از رسیدن به ریاست جمهوری دوباره حکم نخست وزیری آرتور راسی زاده را صادر کرد !
در سال ۱۳۸۷ نیز دوباره الهام علی اف برای دومین بار به مدت ۵ سال ریاست جمهوری اش طی انتخاباتی از نوع علی افی تمدید شد. که در سال ۲۰۱۳ ایندوره به پایان میرسد و مطابق قانون اساسی الهام علی اف نمیتوانست بعد از آن رییس جمهور شود. جهت حل این مشکل باز هم قرار شد قانون اساسی تغییر یابد که الهام علی اف بتواند باز هم رییس جمهور شود! و البته بهانه خوبی هم برای این کار در دسترس است : مساله قره باغ ( قاراباغ پرابلئمی ! )
حدود ۱۵ سال است که با امضای حیدرعلی اف آتش بس میان باکو و ایروان برقرار شده و تاکنون این اتش بس به قوت خود باقی است و طی همین ۱۵ سال دهها بار حیدر و الهام علی اف با پتروسیان و کوچاریان ( روسای جمهور اسبق و سابق ارمنستان ) و سرکیسیان ( رییس جمهور کنونی ) دیدار و مذاکره کرده اند .و تاکنون نیز دولت باکو اقدامی نظامی برای حل مساله قره باغ انجام نداده . اما سران باکو به خاطر بازی در میدان قدرت و سرکوب مخالفین بسیار دویت دارند که شرایط کشور را جنگی تلقی کنند !
طبق تغییرات جدید در قانون اساسی خاندان علی اف ها تا زمانی که در کشور شرایط جنگی حاکم باشد یعنی تا زمانی که مساله قره باغ حل نشده میتوان انتخابات ریاست جمهوری را به تعویق انداخت ! یعنی تاز مانی که مساله قره باغ حل نشده الهام علی اف رییس جمهور و حاکم بر ایران شمالی خواهدبود. به بیان روشن الهام علی اف ریاست جمهوری خود را با مساله قره باغ گره زده است .و نفع خاندان علی اف در این است که مناقشه قره باغ تا قیامت حل نشود . زیرا اگر این مساله حل شود قدرت علی اف ها در معرض خطر قرار میگیرد.
در آستانه عید نوروز دولت باکو بعد از ماهها فعالیت و تبلیغات و فراهم کردن زمینه انتخابات نمایشی تغییر قانون اساسی رابرگزار کرد و همانطور که پیش بینی میشد اغلب رای دهندگان به تغییر قانون اساسی و تداوم حاکمیتالهام علی اف و خاندان علی اف ها تا زمان نامعلوم رای مثبت دادند ! !
خبر انتخابات نمایشی در ایران شمالی برای استقرار دیکتاتوری دایمی :
۱- لوئی و اندنبرگ «باستانشناسی ایران باستان» ترجمه عیسی بهنام، دانشگاه تهران، ،۱۳۴۵ ص ۱۱۶
۲- رومان گیرشمن، «از آغاز تا اسلام» ترجمه محمد معین، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ هشتم، تهران، ،۱۳۷۰ ص ۳۲۱
۳- لوئی و اندنبرگ، همان کتاب، ص ۱۱۷
۴- همان، ص ۱۱۹
۵- محمدعلی مخلص، «فهرست بناهای تاریخی آذربایجان» نشریه شماره ۱۴ سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، سال ،۱۳۷۱ ص ۱۳۲
۶- همان، صص ۱۳۷ و ۱۳۶
۷- همان؛ صص ۱۴۳ و ۱۴۲
۸- غلامحسین مقتدر، «جنگ های هفتصد ساله ایران و روم» دنیای کتاب، تهران ،۱۳۶۲ صص ۷۵ و ۷۴
۹- علی پورصفر، «حکومت های محلی قفقاز در عصر قاجار، مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، چاپ اول، بهار ،۱۳۷۷ پیشگفتار
۱۰- وزارت امور خارجه، «مقالات سمینار بین المللی جهان ایرانی و توران»، (۲۵ و ۲۶ بهمن ماه ۱۳۷۹) خلاصه مقاله ایتبروف تیمور (دانشگاه دولتی جمهوری داغستان فدراسیون روسیه ص ۶
۱۱- همان، مقاله خانم فاطمه علی بکوا (دانشگاه دولتی جمهوری داغستان فدراسیون روسیه)، ص ۸
۱۲- ولادیمیر فدرویچ مینورسکی، «تاریح شروان و دربند» ترجمه محسن خادم، بنیاد دایره المعارف اسلامی تهران، ،۱۳۷۵ صص ۲۹۵ و ۲۹۴
۱۳- همان، صص ،۱۶۰ ،۱۲۸ ۲۱ و ۲۰
۱۴- همان، ص ۱۹۹
۱۵- همان، ص ۲۰۴
۱۶- وزارت امور خارجه، همان، مقاله قدرت اسماعیل زاده استاد دانشگاه دولتی باکو، (عنصر هنر ساسانی در فرهنگ مادی آذربایجان)، ص ۴
--------------------------------------------------------------------------
تغییرات قانون اساسی توسط دولت باکو:
ضرورتی برای موروثی کردن قدرت؟
·
مواد و مفاد اصلاحی
طبق متن پیش نویس منتشرهای که در تاریخ یاد شده به همهپرسی گذاشته خواهد شد، تغییرات و اصلاحاتی در 29 ماده از مواد 158 گانه قانون اساسی این کشور صورت خواهد گرفت. این مواد عبارتند از: (1) مادههای 12- 15- 17- 18- 19- 25- 29- 32- 39- 48- 50- 67- 71- 72- 75- 84- 88- 92- 95- 96- 101 108- 109- 125- 129- 130- 131- 146- و 149
تغییرات و اصلاحات در نظر گرفته شده در این 29 ماده، از تغییر، حذف یا اصلاح یک کلمه و عبارت گرفته تا حذف یک بند و نیز اضافه کردن چند جمله و بند را شامل میشود. محورها و موضوعات مهم و اصلی این اصلاحات عبارتند از:
1ـ حمایت از حقوق کودکان با اضافه کردن 4 بند به ماده 17 و تغییر عنوان این ماده از "خانواده و دولت" به "خانواده، کودکان و دولت"
2ـ تاکید بر حقوق برابر اتباع و شهروندان با اضافه کردن 2 بند به 3 بند قبلی ماده 25
3ـ حمایت از حق حیات شهروندان در یک محیط زیست سالم در ماده 39
4ـ تضمین آزادی اعتقاد دینی در ماده 48
5ـ حمایت از حقوق باز داشت شدگان، محبوسین و متهمان در ماده 71
6ـ تاکید بر تامین حقوق و آزادی انسانی و شهروندی در ماده71
7ـ دادن مجور برای تداوم دوره قانونگذاری مجلس تا زمان اتمام عملیات نظامی و شرایط جنگی کشور در ماده 84
8ـ تداوم دوره ریاست جمهوری در صورت عدم امکان برگزاری انتخابات به دلیل شرایط و موقعیت جنگی تا زمانی که شرایط و عملیات جنگی به پایان برسد ( با مجوز ماده 101)
9ـ دادن استقلال عمل بیشتر به شهرداری ها با اصلاح ماده 146
ملاحظات
با دقت و تامل بیشتر در جزئیات موارد اصلاحی و تغییرات مورد نظر مجلس و دولت کنونی باکو در قانون اساسی، نکات اساسی و مهمی که به ذهن متبادر می شود عبارتند از:
الف - به نظر می رسد بخش اعظم این تغییرات و اصلاحات، که در باره تامین حقوق، آزادی ها و احترام به اعتقادات شخصی شهروندان است، تحت تاثیر توصیهها و القائات مجامع بین المللی و برخی از نهاد های اروپایی است که دولت باکو در آنها عضویت دارد و هر از گاهی از ناحیه آنان به اتهام نقض برخی از حقوق و آزادی های اتباع و شهروندان خود زیر فشار قرار می گیرد.
در واقع دولت باکو با انجام این اصلاحات در قانون اساسی، در صدد است تا به این نهاد ها و مجامع بین المللی پیام دهد که به دغدغههای آنان اهمیت می دهد و در پی تامین حقوق و آزادی های بیشتر برای اتباع و شهروندان خود است.
ب - علی رغم این، همه تغییرات و اصلاحات مورد نظر، تحت تاثیر تغییر بندهای 1 و 5 مواد 84 و 101 قرار دارد و به نظر می رسد موارد دیگر، توجیه و پوششی برای تغییر و اصلاح این دو ماده است.برای روشن شدن و توضیح بیشتر مسئله متن قبلی و نیز اصلاحی این دو بند عینا آورده می شود:
بند 1 ماده 84: " مدت صلاحیت قانونگذاری هر دوره از مجلس 5 سال می باشد." (2)
این بند در متن اصلاحی حذف و به جای آن جمله زیر جایگزین شده است:
" در شرایط جنگی و در نتیجه عملیات نظامی، در صورتی که امکان برگزاری انتخابات مجلس ملی وجود نداشته باشد، مدت دوره قانونگذاری مجلس تا زمان پایان شرایط جنگی و عملیات نظامی ادامه می یابد.تصمیم و قرار نهایی را در این باره، دادگاه قانون اساسی با درخواست ( مراجعه ) ارگانهای دولتی برگزار کننده انتخابات اتخاذ می کند."
بند 5 ماده 101: " هیچ کس نمیتواند بیش از دو دوره متوالی به عنوان رئیس جمهور آذربایجان (ایران شمالی)انتخاب شود." (3)
در متن اصلاح شده ای که در تاریخ 28 اسفند به همه پرسی گذاشته خواهد شد، این بند نیز مثل بند 1 ماده 84 حذف شده و به جای آن، جمله اصلاحی همان بند تکرار شده است. تنها با این تفاوت که به جای مجلس ملی و انتخابات آن، رئیس جمهور و انتخابات ریاست جمهوری قید شده است. متن اصلاحی این بند ( بند 5 ماده 101 ) و جمله جایگزین شده نیز به شرح زیر است:
" اگر در شرایط جنگی و در نتیجه عملیات نظامی امکان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری مقدور نباشد، مدت قانونی دوره صلاحیت رئیس جمهور تا پایان اتمام شرایط جنگی و عملیات نظامی ادامه می یابد. قرار نهایی در این خصوص را دادگاه قانون اساسی با درخواست و مراجعت ارگانهای دولتی برگزار کننده انتخابات اتخاذ می کند."
نکته مهمی که در اصلاحیه هر دو بند فوق از مواد 84 و 101 قانون اساسی پیش بینی شده است، تطبیق شرایط موجود کشور با مقصود ومراد بند های اصلاحی است که بر عهده دادگاه قانون اساسی گذاشته شده است ودر ظاهر قضیه این نهاد باید تصمیم بگیرد که آیا شرایط کشور به بهانه وضعیت جنگی و اجرای عملیات نظامی برای برگزاری انتخابات مناسب است یا نه ؟ اما با توجه به اینکه در ایران شمالی (جمهوری آذربایجان)، کمیته برگزاری انتخابات، دادگاه قانون اساسی و حتی نمایندگان مجلس به اشکال مختلف قانونی و عرفی زیر نظر و یا تحت نفوذ رئیس جمهور قرار دارند، در این میان اوست که تصمیم گیرنده اصلی به حساب می آید.
گذشته از این، ملاحظات چند دیگری در باره این اقدام هیئت حاکمه باکو وجود دارد که در زیر به اهم آنها اشاره می شود.
1ـ آگاهان و تحلیل گران مسائل سیاسی منطقه این اقدام دولت و مجلس باکو را نوعی زمینه سازی برای ماندگاری الهام علیف در قدرت پس از اتمام دومین دوره ریاست جمهوری اش قلمداد می کنند و بر این عقیده هستند که به بهانه قرار داشتن کشور در شرایط جنگی و حضور نیروهای ارمنستان در 20 درصد از اراضی این کشور در نتیجه جنگ قره باغ،میتوان برگزاری انتخابات را نا مقدور و دوره ریاست جمهوری را همچنان ادامه داد. این برداشت در مورد مدت دوره 5 ساله قانونگذاری مجلس ملی این کشور نیز مصداق پیدا می کند.
2ـ از آنجا که چند ماهی بیشتر از آغاز دومین دوره ریاست جمهوری الهام علیف نمی گذرد و او تا بیش از چهار سال، عهده دار این سمت خواهد بود. این اقدام دولت باکو به اعمال تغییر مورد نظر در قانون اساسی، نوعی تعجیل و شتاب زدگی در زمینه سازی برای ماندگاری وی در قدرت محسوب می شود. شاید دلیل این امر روشن نبودن چشم انداز اوضاع سیاسی منطقه قفقاز در افق آینده تفسیر شود و اینکه از نظر هیئت حاکمه باکو بهتر است در مقطع کنونی که امکان این زمینه سازی ها وجود دارد دست به کار شده و تدابیر لازم اتخاذ شود.
3ـ تغییرات پیش بینی شده در مواد 84 و 101 قانون اساسی، ارتباط مستقیم و معنی داری میتواند با مناقشه قره باغ داشته باشد. این ارتباط معنی دار از دو منظر متفاوت قابل پرداختن است.
الف – برداشت اول اینکه این امر مقدمه ای برای ورود به مرحله تازه ای از وضعیت مرتبط با مناقشه قره باغ از دید رهبران باکو است و آنان با تغییر بندهای 1 و 5 مواد 84 و 101 در صددند شرایط کشور را جنگی معرفی کرده و دست به اقداماتی برای تعیین تکلیف مناقشه کهنه شده قره باغ بزنند.
ب – تلقی دوم این است که اگر هیئت حاکمه فعلی باکو و یا چهرههای دیگری که دنبال ماندگاری هر چه بیشتر در قدرت و یا موروثی کردن آن هستند، به بهانه جنگی بودن شرایط کشور و عدم امکان برگزاری انتخابات و نیز با حل نکردن مناقشه و کش دادن عمدی آن، میتوانند همچنان در راس قدرت بمانند و عرصه حکومت را برای دیگران خالی نکنند.
4ـ اگر هیئت حاکمه باکو با هدف زمینه سازی برای باقی ماندن طولانی مدت در قدرت دست به این تغییرات در قانون اساسی زده باشد – که تصوری غیر از این دشوار است باید منتظر انتقادات زیادی از ناحیه سایر کشور ها و نیز سازمانها و مجامع بین المللی به اتهام نقض اصول دموکراسی باشد. چرا که این امر میتواند در حکم عدم پایبندی به موازین پذیرفته شده و مورد احترام دموکراسی تلقی شود و ترجیح دادن منافع شخصی بر منافع ملی و عمومی کشور و مردم به حساب آید.
لازم به اضافه است که برخی از مقامات اروپایی در اظهاراتی اقدام به تغییر در قانون اساسی جمهور آذربایجان (ایران شمالی) را با عنایت به ملاحظات موجود تقبیح کرده و برداشتن چنین گامی را منفی ارزیابی کرده اند. برخی احزاب و گروههای داخلی نیز به ویژه احزاب مخالف دولت، تغییر بند های 1 و 5 مواد 84 و 101 را بر خلاف پایبندی به موازین دموکراسی و با هدف موروثی کردن قدرت تعبیر کرده اند.
از سوی دیگر با توجه به اینکه دولت و مجلس باکو از سال 1373 تاکنون که آتش بس میان باکو و ایروان بر سر مناقشه قره باغ برقرار شده، در یک شرایط عمومی که امروز هم همان وضعیت حاکم است انتخابات متعددی را برگزار کرده اند، نمیتوانند در مقطع مشابه فعلی، برگزاری انتخابات را نا مقدور و غیر ممکن اعلام نمایند. مگر اینکه شرایط را تا سال 2013 (1392 شمسی) که دوره قانونی ریاست جمهور الهام علیف خاتمه می یابد تغییر دهند. بطوری که مصداق بندهای مورد بحث پیش بینی شده در مواد 84 و 101 قانون اساسی تفسیر شود.
5ـ نکته آخر اینکه اگر ضرورتی برای تغییر و اصلاح در قانون اساسی جمهوری آذربایجان (ایران شمالی) وجود داشته باشد،از نظر مردم مسلمان و شیعه مذهب این کشور مفاد و بند هایی است که حقوق و آزادی های مسلمانی و شیعی آنان را به رسمیت نشناخته و حتی محدودیت های زیادی را نیز برای آنها در نظر نگرفته .مواد 7 و 18 از جمله این مواد هستند که نظامی لائیک و سکولار(4) را برای مردمی که مسلمان و شیعه مذهبند تحمیل کرده، هویت و شناسنامه واقعی آنان را نادیده گرفته است.
پینوشتها ــــــــــــــــــــــــــــ
1ـ پایگاه اینترنتی www.azertac.gov.az ( خبرگزاری دولتی باکو)، 26 دسامبر 2008
2ـقانون اساسی ج آذربایجان (ایران شمالی)، انتشارات قانون، باکو، 2002، ماده 84، بند1
3ـهمان، ماده 101، بند 5
4ـ همان، مواد 7 و 18
سیدرضا میرمحمدی- کارشناس مسایل سیاسی
یاشاسین اردوغان
« زنده باد اردوغان »
آقایان الهام علیف و عباسعلی حسن اف- سفیر باکو در تهران - بخوانند
مهدی نعلبندی
لابد خبر را نه تنها شنیده که دیده اید و من در اینجا نیازی به تکرار آنچه در داووس گذشت نمی بینم. اما بد نیست پیش از آغاز سخن ،این جملات را که بی گمان پیش ترنیز شنیده اید بار دیگر مرور کنیم.
"جناب پرز! شما از من مسنتر هستی، صدایت هم خیلی بالا میرود. معتقدم که این طور بالا رفتن صدای شما ریشه در یک احساس روانی گناه دارد اما مطمئن باش که صدای من این طور بالا نخواهد رفت. پای کشتار که وسط بیاید، شما خوب بلدید بکشید. من خوب میدانم که شما در سواحل چطور بچهها را هدف میگیرید و میکشید. در سرزمینشما دو نخست وزیر پیشین بودند که حرفهایی زدهاند که برای من مهم است. شما نخست وزیرانی داشتید که میگفتند وقتی بر روی تانک وارد سرزمینهای فلسطین میشود، در خود احساس لذت میکنند! شما با من با ارقام صحبت کردید، من هم حاضرم نام این افراد را ببرم، شاید در میان شما کسی کنجکاو باشد که بداند. من کسانی را هم که برای چنین ظلمی کف میزنند تقبیح میکنم، زیرا فکر میکنم، تشویق این قاتلین کودکان، و این قاتلین انسانها، خود نوعی جنایت علیه بشریت است. توجه کنید. در این جا نمیتوانیم از یک حقیقت صرف نظر کنیم. من در یادداشتهایم [از سخنان آقای پرز] خیلی نکته برداری کردم اما در این جا فرصت پاسخگویی به همه آن موارد را ندارم در این جا من فقط دو مطلب را به شما عرض خواهم کرد... اول این که [در ده فرمان ] تورات در بند ششم آمده است که "نباید دست به قتل بزنید". اما در اینجا [فلسطین] کشتار میشود. اما دوم؛ توجه کنید که این هم خیلی شنیدنی است. «گیلعاد آتزمون» میگوید: «بربریت و توحش اسرائیل، بسیار فراتر از هرگونه ظلمی است»، در کنار این مطلب، «آوی شالوم» پرفسور «روابط بینالملل» از دانشگاه آکسفورد در روزنامه انگلیسی «گاردین» گفته است: «اسرائیل به یک دولت راهزن تبدیل شده است."
اینها سخنان رجب طیب اردوغان در اجلاس داووس بود که با ترک اجلاس توسط او به یکی از خبرسازترین رویدادهای این روز ها تبدیل شد. سخنان اردوغان و حرکت شایسته او، هم نیاز به تحلیل دارد و هم تجلیل که بی گمان استقبال شایسته مردم ترکیه از او سرآغاز این تجلیل ها بود و من در این مقال و مجال نه در پی تحلیل سخنان اردوغان و نه در صدد تجلیل از او هستم . اما به عنوان یک نویسنده و روزنامه نگار مسلمان ایرانی که دست بر قضا آذری بوده به زبان ترکی نیز تکلم می کنم نکاتی در حاشیه این رویداد که هم مرتبط با این ماجربوده و هم در جایی دیگر روی داده است بیان و تقدیری در حد توان اندک خود از این سیاستمدار ترک مسلمان به عمل خواهم آورد.
بیایید از پایتخت کشوری که اردوغان نخست وزیر آنجاست و مردم آن سرزمین این سیاستمدار را" باش باکان" خطاب می کنند کمی به شرق بیاییم و به کشوری برسیم که در همسایگی شمالی ما نیز هست.
در پی حوادث غزه که تجمعات اعتراض آمیزی را در نقاط مختلف جهان در پی داشت، تجمعاتی هم در شهر مذهبی نارداران ( باکو ) برگزار شد که دولت حاکم برجمهوری آذربایجان ( ایران شمالی )
عده ای از تظاهر کنندگان را دستگیر کرد.
آنچه بیشتر باعث نگارش این وجیزه شد اتفاقاتی است که پس از این تجمع و دستگیری روی داده است. روز شنبه(5 بهمن) دفتر حزب اسلامی واقع در بخش نریمان اف باکو مورد یورش عده ای ای از نیروهای امنیتی دولت باکو قرار می گیرد و چهار نفر از اعضای حزب اسلامی نارداران؛ حاج علی حسین اف، ناطق کریم اف ، فیاض وعرفان نبی زاده بازداشت می شوند. عصر همان روز سه نفر از بازداشت شدگان آزاد ولی حاج علی حسیناف از سوی اداره کل مبارزه با تروریست !! آزاد نمی شود و در نهایت وی به دو ماه حبس محکوم می شود. پیشینه این دستگیری و محکومیت به موضعگیری حاج علی حسین اف در قبال سخنان صابر رستمخانلی نماینده پارلمان باکو و رئیس ادعایی گروهک موسوم به کنگره آذربایجانی ها برمی گردد که اینگونه تجمعات و تظاهرات ( علیه اسراییل ) را تقبیح و مراجع تقلید شیعه را مورد اهانت قرار داده بود.در پی این رویدادها و بنا به نوشته مطبوعات باکو رستمخانلی طی نامه ای به سفیر اسراییل در باکو خواستار حمایت سفیر از وی در نزد مقامات باکو شده، این نکته را یادآور می شود که وی به دلیل حمایت از دولت اسراییل مورد تهدید قرار گرفته است. سخن اینجاست که چنین تجمعاتی در نقاط مختلف جهان و نیز در کشورهای غیر اسلامی برگزار گردیده بود و چنین برخوردهایی را که در دومین کشور شیعه جهان - از نظر غلبه آماری ساکنان آن- صورت می گیرد شاهد نبوده ایم. ذکر دو نکته در این باب ضروری است:
اول این که توهین به مقدسات دینی در برخی نشریات منتشره در ایران شمالی در سایه سیاست های رژیم باکو به امری متداول در این کشور کوچک تبدیل شده است و پیش از این نیز افرادی مثل علیار صفرلی ( سفیر سابق باکو در تهران ) و رافیق تقی ( مترجم و ناشر آیات شیطانی به زبان ترکی ! )به این امر دست زده اند که موجب رنجش خاطر مردم مسلمان ایران شمالی نیز شده اند. و دوم این که تاسیس گنگره آذربایجانی های یهودی با همکاری دولتین اسرائیل و باکو در کشور مسلمان نشین ایران شمالی و صدور بیانیه توسط "گنگره آذربایجانی های اسرائیل" مبنی بر این که " باید تمامی سرزمین هایی که فلسطینی ها و اعراب در آن سکونت دارند تحت حاکمیت دولت یهود باشد" شایسته دقت و تامل است. بر کسی پوشیده نیست که ریشه اصلی تمامی این تحرکات در ترس حاکمان باکو از تعمیق علقه های فرهنگی و دینی مردم ایران شمالی با ایران است که در کنار حرکات یاد شده ، تلاش برای تخریب و امحاء نشانه های فرهنگی و تاریخی مربوط به تمدن ایرانی در ایران شمالی و نیز جعل آشکار تاریخ در کتب درسی این جمهوری را سبب می شود.
و اما برگردیم به داووس و شاید هم آنکارا . در خبرها بود که چند روز پیش اردوغان بخشی از وسایل شخصی اش را به حراج گذاشت تا درآمد حاصل از آن را صرف کمک به مردم غزه کند. باز یادمان هست که اردوغان در ماه محرم سال گذشته و در جمع شیعیان عزادار حسینی ترکیه گفت " عزای امام حسین مخصوص شیعه نیست ، بلکه این عزا عزای تمام بشریت است و حسین نیز کشته راه بشریت ". حال سخن اینجاست که چرا رییس دولت باکو که برمسند حاکمیت کشوری مسلمان و شیعه تکیه زده است به این حرکت افتخارآمیز نخست وزیر ترکیه تاسی نمی کند؟ و تاسف آورتر این که چرا رییس دولت باکو در ماه رمضان به افتتاح کارخانه مشروب سازی می رود و در افتتاح دیگری در نیمروز ماه رمضان آشکارا و در مقابل دوربین های تلویزیونی روزه می خورد؟ سخن در باب چنین فضایل این رییس جمهور رییس جمهوزاده بسیار و مجالی دیگر را بایسته است که در اینجا از آن می گذرم.
و اما خاتمه این نوشته کوتاه، تقدیری است از اردوغان و حرکت شایسته او به زبان ترکی و از زبان یک روزنامه نگار ایرانی تبریزی مسلمان:
دینله دیم مقدس هارایینی
سنین قیسا چیخیشین؛
مظلوم کؤرپه لرین بئشیکلرده بوغولان سیزیلتی سینی ،
تاریخین صحیفه لرینه کؤچوردو!
سن اوستونو آچدین؛
قودورغانلارین بیرلشمیش اللری ایله اوز وئره ن
سازش بایراغی آلتدا دالدالانان ،
غیرتسیز باشچیلارین
سونا چاتمایان سکوتو گؤلگه سینده باسدیریلان،
سون هولوکاستین!
دینله دیم سنین مقدس هارایینی ؛
و سن کیمی داهی سیاستچی
ارن باش باکانین دوداقلاریندان
دونیایا ایتحاف اولونان
قیزیل زیتون چلنگینی ،
غزّه غمیندن ساری باغریما باسدیم!
آی منیم غیرتلی قارداشیم
بوگون
غزه نین قوللاری ؛
یالنیز پیغمبرلری حاقسیزجاسینا اؤلدوره ن
اسرائیل اوغوللاری نین اللری ایله یوخ
بلکه قارداشلاری قوردا تاپیشیران باشچی لارین
دینمه مزلیک قامچیسی نین زهرلی فیشقاسیندان
گؤم گؤی اولوب!
دینله دیم مقدس هارایینی
سنین ایگیتلیگین قارشی سیندا باش اه یدیم!
من ده
چیخارسیز سکوتا دالانلارین اوزونه توپوروب
سنین نامینه
بیر مکتوب
بیر مئساژ یازدیم
و غزه ده قانادلاری قانا بویانان
دیمدیگینده زیتون گؤتوره ن
صلح گؤورچینیندن
سنه گؤنده ردیم:
یاشاسین اردوغان!
مهدی نعلبندی- تبریز
12 بهمن 1387